خدا و خويشاوندان من ، اهل بيتم ، هستند .
همچين رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است :
مَثَلُ أهْلِ بَيْتي فيكُمْ كَمَثَلِ سَفينَةِ نُوحٍ ؛ مَنْ رَكِبَها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ .
مثل خاندان من در ميان شما ، همچون مثل كشتى نوح است كه هر كس در آن بر نشست ، نجات يافت و هر كه از آن روى گردانيد ، غرق شد .
سوم : شيعه و سنّى در بزرگى و دانش و تقوا و زهد اهل بيت ، همداستاناند ؛ ليكن دربارهء ديگران ، چند دستگى رخ داده است و بىشكّ ، كسانى كه همگان آنان را به اوصاف ياد شده آراسته بدانند ، از كسانى كه اتّصافشان به اين صفات مورد اختلاف است ، به پيروى شايستهترند .
پاسخ اين نيرنگ آن است كه : امام جانشين پيامبر است و جانشين پيامبر ، صاحب شريعت است نه صاحب مذهب ؛ چرا كه مذهب روشى است براى فهم احكام شريعت ؛ بدان گونه كه صاحب مذهب بر اساس خرد خود ، قواعدى را بنياد مىنهد و بر پايهء آنها مسائل شرعى را از مآخذش استنباط مىكند و از همين روست كه مذهب ، درست و نادرست ، هر دو را در بر دارد ؛ امّا چون امام معصوم است و حكم پيامبر را دارد ، انتساب مذهب به دو روا نيست و به همين سبب است كه انتساب مذهب به خدا و جبريل و فرشتگان و پيامبران و حتّى فقهاى صحابه - كه به يقين ، نزد اهل سنّت از ابوحنيفه و شافعى برترند - كمال بىخردى است .
در حقيقت ، حكمت نصب امام اصلاح جهان و زدودن فساد از آن است ؛ از اين رو ، امام كاستيهاى فنون را بر طرف مىكند و هر آنچه درست باشد ، بر حال خود ، باقى مىگذارد تا تحصيل حاصل و فرو گذاردن امور ضرورى ، پيش نيايد .
بنابراين ، امامان در روزگار خود ، به مهمترين امور كه بنياد نهادن مقدّمات سلوك و طريقت است ، مىپردازند و پرداختن به شريعت را بر دوش ياران و دمسازان خود مىنهند و به عبادت و رياضت و تزكيهء درون و خواندن اذكار و ادعيه و نمازها و تهذيب اخلاق و آموزش اسرار سلوك و رهنمونى مردمان به حقايق و معارف كتاب
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 389
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٨٩