بله ! ليكن همگان ناپايدارى شيخين و خليفهء سوم را در ميدانهاى جنگ و نبرد ، مىدانند و گريز آن دو از ميدان نبرد ، قضيّهاى ضروررى گرديده است كه حتّى دختران با آن آشنايند ، چه رسد به مردان ؛ بلكه در گذر روزگاران ، به گريز آن دو از ميدان جنگ ، مثلها زدهاند .
سپس مىنويسد : « و حالِ ساير ويژگيهاى درونى ، همچون حبّ و بغض و خوف و رجا ، همين گونه است . »
آرى ! هر آينه ، شيخين به كارهايى دست زدهاند كه پرده از حقايق احوالشان بر مىدارد . ماجراى آنان با اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله نشان دهندهء كينهء آن دو به پيامبر و اهل بيتش و جاهطلبى و رياست دوستى آنهاست ؛ جز آنكه سخن دهلوى در اينجا با گفتار او در جاهاى ديگر مبنى بر اينكه « عزم و نيّت از امور قلبى است و هيچ كس را جز خداىْ عزّ و جلّ ، ياراى آن نيست كه از آنها آگاهى يابد » ناسازگار است .
دهلوى اين سخن را در پاسخ به يكى از مطاعن عمر بن خطّاب - كه همان آذر آوردنش براى به آتش كشيدن درِ خانهء فاطمهء زهرا عليها السلام است - بر زبان رانده و اين كار او را بر ترسانيدن صرف ، حمل كرده و گفته كه عمر هرگز بر سر آن نبوده است كه گفتهاش را عملى كند . ليكن سخن درست همان است كه اينجا گفته است ؛ چرا كه فرياد بر آوردن كه آتش آوريد و جمع كردن مردم در كنار در و ديگر قرائن و نشانهها ، از عزم درونى و قصد واقعى وى حكايت مىكنند .
وى پس از اين مىنويسد : « از اين راه ، به ويژگيهاى درونى افراد پى مىبرند ؛ تا بفهمند كه ويژگيهاى ايشان از گونهء كمالات انبياست يا كمالات اوليا . »
اين سخن با آنچه دهلوى در جاهاى پر شمار ديگر ياد كرده كه عزم و نيّت از امور درونى است و جز خدا كسى نمىتواند از آنها آگاه شود ، نمىخواند .
استدلال به حديثى صحيح و حمل آن بر معنايى باطل
دهلوى مىگويد : « بر گوناگونى صفات شيخين و امير ، حديثى كه شيعيان در كتابهايشان روايت كردهاند ، دلالت مىكند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است :