أعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ مُعْضِلَةٍ لَيْسَ لَها أبُوالْحَسَنِ .
به خدا پناه مىبرم از كار دشوارى كه ابوالحسن براى حلّ آن نباشد .
اينها همه ، علاوه بر اين است كه شيعهء اماميّه خلافت شيخين را بر نمىتابد و اين بدان معناست كه هر كارى كه آن دو ، به زعم دهلوى ، از جهاد و نشر احكام شريعت و اصلاح امّت ، انجام دادهاند ، دستاندازى ناروايى است كه شايستهء ستايش نيست .
اشكال و پاسخ - 6
دهلوى مىنويسد : « و آنچه بيشتر از حضرت امير روايت شده ، امورى است كه مربوط به اولياست ؛ مانند : آموزش طريقت و . . . . »
دهلوى اين سخن را از برخى صوفيان نقل كرده است ؛ جز اينكه آن را به روايات نسبت داده تا ديگران بر او خرده نگيرند كه وى با پدرش مخالفت كرده است . زيرا دهلوىِ پدر در « قرّة العينين » شيخين را در آموزش طريقت و برانگيختن مردمان براى به دست آوردن الگوهاى اخلاقى نيكو و هراساندن آنان از اوصاف تباه و بد ، بر ديگران برترى داده است .
اشكال و پاسخ - 7
( استدلال به وجود ملكات نفسانى ، به سبب افعالى كه برخاسته از آنهاست . )
دهلوى مىگويد : « خرد حكم مىكند از افعالى كه ويژهء ملكات نفسانى خاصّى است ، به وجود آن ملكات نفسانى در فاعل آن افعال پى برده شود . »
اين سخن درست است . بايد به كارهايى كه از شيخين سر زده است بنگريم تا بر پايهء آنها به ملكات نفسانى موجود در آن دو ، راه يابيم . آيا از اين دو تن ، كارهاى انبيا سر زده است تا بدين سبب ، به وجود كمالات نبوى در اينان حكم كنيم ؟ اگر دهلوى چنين دعوى مىكند ، بايد اثباتش كند و بدون اين ، چنين سخنى بىثمر است .
وى در ادامه ، مىافزايد : « مثلًا از پايدارى كسى در ميدانهاى گوناگون ، در برابر هماوردان و فرود نيزهها و شمشيرها ، به دليرى او پى مىبريم . »