محدّثان آن را نمىپسندند ؛ چه رسد به كسى كه مدّعى اجتهاد است . « 1 »
نيز مناوى مىگويد :
إنّ اللَّه ليؤيّد ؛ يعنى : نيرو مىبخشد و يارى مىكند . يؤيّد از ريشهء « أيد » به معناى نيروست . گويا كسى چيزى را كه بر آن چيره است ، با دست خود مىگيرد . آوردن « يد » براى مبالغه در تحقّق وقوع است . الإسلام برجال ما هم من أهله ؛ يعنى : در شمار اهل دين نيستند ؛ چرا كه كافر و منافق و تبهكارند . اين رخداد بر اساس نظام و قانونى است كه خدا آن را در ازل ، تدبير كرده و استوار ساخته است تا سببى باشد براى بازداشتن توانا از ناتوان ؛ براى آنكه هستى را بر پايهء اين نظام و بنيادى كه بنا نهاده است ، نگاه دارد .
ممكن است مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله از اين سخن ، مردانى باشند كه در زمان حيات او مىزيستند و نيز احتمال دارد كه حضرتش از آيندهء نزديك خبر داده باشد كه در اين صورت ، اين حديث از معجزات اوست ؛ چرا كه اخبار از غيبى است كه در جهان خارجى رخ داده است . احتمال نخست با سبب آتى سازگار است . برخى گفتهاند كه معناى نزديكتر همان احتمال دوم است ؛ زيرا ملاكْ عموم لفظ است .
طبرانى اين حديث را از ابن عمرو بن عاص نيز نقل كرده است . هيثمى مىگويد :
در خبر ابن عمرو ، عبدالرحمن بن زياد بن انعم در شمار راويان است كه راوى ضعيفى است ؛ ليكن در اين حديث دروغى وجود ندارد . « 2 »
صالحى مىنويسد :
محمّد بن عمر مىگويد : در جنگ حنين ، برخى از مردم به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتند :
در حنين مردى هست كه به شدّت ، جنگيد تا آنكه زخمهاى سختى برداشت . آن حضرت فرمود : « هر آينه ، او دوزخى است . » از اين سخن ، برخى از مردم به شكّ افتادند و در دلهاى بعضىشان چيزى پديد آمد كه خداى متعال بدان داناتر است .
هامش
( 1 ) . فيض القدير ( شرح الجامع الصغير ) 2 / 259 .
( 2 ) . همان .