ابن عبدالبرّ دربارهء او مىنويسد :
« وى در شمار صحابه است و پدرش نيز همين طور . نعمان در سال بيست و يكم هجرى ، در جنگ نهاوند ، شهيد شد . هنگامى كه خبر مرگش به عمر رسيد ، وى به مسجد آمد و بر منبر نشست و به آواز بلند ، خبر كشته شدن او را رساند و گريست . »
ظاهر كار مصنّف نشان دهندهء آن است كه اين حديث در هيچ يك از صحيحين نيامده و اين غفلتى ناپسند و سهوى شگفت است ؛ چرا كه حافظ عراقى گفته است :
« همگان بر آناند كه اين حديث با عبارت إنَّ اللَّهَ تَعالَى يُؤَيِّدُ هذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفاجِرِ ؛ در شمار احاديث ابوهريره است . » و بخارى آن را در بابهاى « القدر » و « غزوة خيبر » روايت كرده است . مسلم نيز اين حديث را به طور مفصّل ، از ابوهريره نقل كرده است . ابوهريره مىگويد :
« ما با رسول خدا صلى الله عليه و آله در جنگ حنين حاضر بوديم . حضرتش دربارهء مردى از كسانى كه دعوى اسلام مىكنند ، فرمود : " اين مرد دوزخى است . " چون آن مرد به ميدان نبرد آمد ، به سختى جنگيد و زخمى شد . مردمان گفتند : " اى پيامبر ، آيا مردى كه هم اكنون كشته شد ، دوزخى است و حال آنكه او امروز به سختى ، نبرد كرد و از دنيا رفت ؟ ! " حضرتش فرمود : " او در آتش است . " چيزى نمانده بود كه برخى از مسلمانان به ترديد بيفتند . در حالى كه آنان در چنين وضعيتّى بودند ، گفته شد : " او نمرده ، بلكه به سختى ، زخمى شده است . " چون شب فرا رسيد ، آن مرد در برابر جراحتش تاب نياورد و خود را كشت . مردمان پيامبر صلى الله عليه و آله را از كار او با خبر كردند . آن حضرت فرمود : " اللَّه اكبر ! گواهى مىدهم كه من بنده و فرستادهء خدايم . " سپس بلال را فرمود تا ندا سر دهد : " جز مسلمان كسى به بهشت نمىرود و بىگمان ، خدا اين دين را با مرد تبهكار يارى مىرساند . " »
همچنين ، اين حديث از احاديثى است كه ترمذى به گونهء مرفوع ، در علل ، از انس ، روايت كرده است . ترمذى پس از نقل اين حديث مىنويسد : « از بخارى دربارهء اين حديث پرسيدند ، گفت : حديث حسنى است كه محمّد بن مثنّى براى ما روايت كرده است . » بنابراين ، نسبت دادن اين حديث تنها به طبرانى ، كارى است كه
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٧٥