1 . دلالت حديث به افضليّت ، مطابق دلالت آيه به افضليّت پيامبر صلى الله عليه و آله
بىگمان ، پس از پذيرش برابرى امام و پيامبران در ويژگيهايشان به سبب حديث ، منع از دلالت اين برابرى به برترى امام عليه السلام از خلفاى سهگانه ، در غايت سستى و بطلان است . زيرا پيشتر از فخر رازى نقل شد كه دانشمندان به آيهء « أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ : اينان كسانىاند كه خدا هدايتشان كرده است ؛ پس هدايت آنان را پى گير . » « 1 » بر افضليّت نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله از همهء پيامبران ياد شده در آيه ، استناد مىكنند .
چكيدهء احتجاج اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله همهء ويژگيهاى پراكنده در اين انبيا را داراست و شكّى نيست كه داراى همهء اوصاف از همهء ايشان برتر است ؛ چرا كه هر يك از آنان ، تنها ، به يك يا دو ويژگى دست يافته است ؛ ليكن رسول خدا صلى الله عليه و آله به تنهايى ، همهء اوصاف را به دست آورده است .
پس هر گاه گرد آمدن ويژگيهاى پراكنده در پيامبران ، دليل افضليّت باشد ، اميرالمؤمنين عليه السلام نيز كه بر پايهء حديث تشبيه ، همهء ويژگيهاى انبياى ياد شده در حديث را در خود فراهم آورده ، با استدلالى مطابق استدلال فوق ، از همهء پيامبران ، جز حضرت رسول - كه به اجماع مسلمانان از حضرت امير افضل است - برتر خواهد بود و هر گاه وى از انبيا برتر باشد ، قطعاً و به طريق اولى ، از خلفاى سهگانه نيز برتر است .
2 . اعتراف فضل بن روزبهان
همان گونه كه پيشتر ياد كرديم ، دلالت حديث تشبيه به افضليّت ، به حدّى روشن است كه فضل بن روزبهان ناگزير بدان اعتراف كرده و با همهء تعصّب و ستيزهجويىاش ، جرئت نكرده آنچه را دهلوى بر زبان آورده است ، بر زبان بياورد . از اينجا مىتوان دريافت كه دهلوى در كينه و دشمنى با حقّ و پيروانش به چه درجهاى رسيده است .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) / 90 .