تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
دليل اينكه استعاره مجاز لغوى است ، آن است كه نه براى مشبّه و نه براى مشبّهٌ به و نه براى معنايى اعمّ از آن دو ، وضع شده است . مثلًا شير در « شيرى را ديدم كه تيراندازى مىكرد » براى مرد دلير و براى معنايى اعمّ از مرد و حيوان وحشى ، همچون حيوان ، وضع نشده تا اطلاق آن بر آن دو مانند اطلاق حيوان بر شير و مرد بر دلير ، حقيقى باشد ؛ بلكه تنها براى درنده‌اى خاصّ وضع شده است . اين به سبب نقل از دانشمندان لغت ، قطعاً معلوم است . پس اطلاق شير بر مرد دلير ، اطلاقى است بر غير ما وضع له ، همراه با قرينه‌اى كه از ارادهء ما وضع له ، مانع است ؛ بنابراين ، استعاره مجاز لغوى است . نكتهء ديگر آنكه ، هر گاه لفظ عامّ ، نه به اعتبار خصوصيّتش بلكه به اعتبار عامّ بودنش ، بر معناى خاصّ اطلاق شود ، به هيچ وجه ، مجاز نبوده ، حقيقت به شمار مىرود . مانند آنكه هر گاه زيد را ببينى ، بگويى : مردى يا انسانى يا حيوانى را ديدم ( اطلاق مرد و انسان و حيوان بر زيد ، حقيقى است ) . زيرا لفظ تنها در معناى موضوع له خود به كار رفته است . برخى گفته‌اند : استعاره مجاز عقلى است ؛ بدين معنى كه در استعمال آن ، در امرى عقلى و نه لغوى ، تصرّف مىشود . زيرا استعاره تنها پس از دعوى دخول مشبّه در جنس مشبّهٌ به ، بر مشبّه اطلاق مىشود ؛ يعنى آنكه مرد دلير ، فردى از افراد شير به شمار رفته است . گويا استعمال استعاره براى مشبّه ، استعمالى است در آنچه لفظ مستعار برايش وضع شده است . گفتيم : استعاره تنها پس از دعوى دخول مشبّه در جنس مشبّهٌ به ، بر مشبّه اطلاق مىشود ؛ چرا كه اگر اين گونه نباشد ، استعاره از حقيقت ، بليغ‌تر نخواهد بود . زيرا در اطلاق اسم مجرّد تهى از معناى مشبّهٌ به بر مشبّه ، مبالغه‌اى نيست و چون درست نيست به كسى كه مىگويد : « شير را ديدم » و مرادش زيد است ، گفته شود كه او زيد را حيوان وحشى قلمداد كرد ، روا نيست بدان كسى كه نام فرزندش را اسد مىنهد ، بگويند كه او فرزندش را جانورى درنده بر شمرده است . زيرا هر گاه « جعل » دو مفعولى باشد ، به معناى « صيّر » است و مفيد اثبات صفتى براى شىء است . لذا گفته
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 344 | السيد مير حامد حسين الهندي / السيد علي الميلاني / نادري