تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
مشبّه به مشبّهٌ به ، نزديك باشد و كمال مشابهت ادّعا شود يا اينكه فعل به معنايى باشد كه تشبيه آن دو به يكديگر ، به سبب كوچكترين دليلى ، دور بنمايد . حالت نخست ، مانند : « عَلِمْتُ زيداً أسداً : زيد را شير دانستم » ؛ زيرا در « عَلِمْتُ : دانستم » معناى تحقيق ( يقين ) نهفته است و حالت دوم ، مانند : « حَسِبْتُ زيداً أسداً : زيد را شير پنداشتم » ؛ چرا كه در پنداشتن ، اشارتى به عدم يقين نهفته است . در اينكه اين افعال نشان دهندهء تشبيه باشند ، پوشيدگى وجود دارد و روشن‌تر آن است كه فعل چگونگى تشبيه را در دورى و نزديكى ، مىرساند . « 1 » همو در « المطوّل » مىنويسد : اگر تشبيه دو چيز به يكديگر [ به ذهن ] نزديك باشد ، [ براى تشبيه ، ] فعلى به كار مىرود كه معناى تشبيه را مىرساند ؛ مانند : « علمت زيداً أسداً : زيد را شير دانستم . » مراد گوينده آن است كه زيد شباهت بسيارى با شير دارد ؛ چرا كه « علمت » به تحقّق تشبيه و يقينى بودن آن دلالت مىكند . همچنين ، اگر تشبيه دو چيز كمى دور بنمايد ، از فعل استفاده مىشود ؛ مانند : « حسبت يا خِلْتُ زيداً أسداً : پنداشتم يا خيال كردم كه زيد شير است . » پنداشتن به گمان و نه به يقين ، دلالت مىكند و به شنونده مىفهماند كه شباهت زيد به شير به گونه‌اى نيست كه گوينده يقين داشته باشد كه اين همان است ؛ بلكه گوينده مىپندارد و خيال مىكند كه زيد شير است . اينكه افعالى اين چنين رساناى تشبيه باشند ، محلّ تأمّل است . زيرا قطعاً دانستن و پنداشتن هيچ دلالتى به تشبيه ندارند و آنچه به تشبيه دلالت مىكند ، تنها دانش ما به اين است كه نمىتوان شير را به شكل حقيقى ، بر زيد حمل كرد و اين حمل ، تنها با تقدير گرفتن ادات تشبيه ، درست خواهد بود ؛ خواه فعلى بيايد و خواه نيايد . مانند : « زيد أسد . » بله ، اگر گفته مىشد كه اين افعال از نزديكى و دورى تشبيه خبر مىدهند ، درست‌تر مىبود . « 2 »
هامش
( 1 ) . المختصر فى شرح تلخيص المفتاح / 143 . ( 2 ) . المطوّل فى شرح تلخيص المفتاح / 330 .