تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
حضرت ) نيز چنين است . بنا بر سخنان قاضى عياض و ديگر دانشمندان سرشناسى كه او سخنهايشان را نقل كرد ، دلالت اين تشبيه به افضليّت و عصمت امير مؤمنان عليه السلام آشكارا و به روشنى ، نمايان شد . آرى ، گفتار قاضى عياض بنياد هر شبهه و اعتراضى را ويران كرد . سپاس و ستايش خداى را ، پروردگار جهانيان !

11 . تشبيه موجب عموم است .

دانشمندان علم اصول گفته‌اند كه هر جا ممكن باشد ، تشبيه بر عموم حمل مىشود . در « أصول الفقه » بزدوى آمده است : اصل در كلام ، سخن صريح است و در كنايه ، نوعى نارسايى وجود دارد ؛ زيرا كنايه بدون در نظر گرفتن نيّت متكلّم ، از رساندن مراد او قاصر است و روشن است كه هدف از سخن گفتن ، رساندن مراد است . بدين گونه ، تفاوت سخنى كه با وجود شبهات ، دفع مىشود ، روشن مىگردد و نوع كنايات به منزلهء قضاياى ضرورى مىشوند . بنابراين مىگوييم : اجراى حدّ قذف ، جز به تصريح زنا واجب نيست . حتّى اگر كسى مردى را به زنا نسبت دهد و ديگرى به دو بگويد : راست گفتى ، تصديق كننده را حد نمىزنند . نيز هر گاه بگويد : تو زناكار نيستى ؛ و مرادش تعريض مخاطب باشد ( يعنى قصدش اين باشد كه تو زناكار هستى ) ، بر او حد جارى نمىشود . بر اساس آنچه گفتيم ، هر تعريضى اين گونه است ؛ بر خلاف وقتى كه كسى مردى را به زنا نسبت دهد و ديگرى بگويد : او همان گونه است كه تو گفتى . در اين حالت ، اين مرد حد مىخورد و اين سخن - همان گونه كه در كتاب حدود دانسته شد - به منزلهء تصريح است . « 1 » عبدالعزيز بن احمد بخارى ، شارح « أصول الفقه » [ در شرح عبارت : « او همان گونه است كه تو گفتى » - به نحوى كه در كتاب حدود دانسته شد - به منزلهء تصريح است . ] مىنويسد : شمس الائمّه دربارهء عبارت « او همان گونه است كه تو گفتى »
هامش
( 1 ) . اصول الفقه .