تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
شرمگاهى بزرگ داشت « 1 » ، آيا عصاى موسى را ريشخند مىكنى ؟ و فرمان داد تا همان شب او را از لشكرگاهش بيرون كنند .
فَإنْ يَكُ يَأْتي « 2 » سِحْرُ فِرْعَوْنَ فيكُمُ * فَإنَّ عَصا مُوسى بِكَفِّ خَصيبِ
اگر جادوى فرعون در دست شما مانده ، باكى نيست ؛ چرا كه عصاى موسى در دست خصيب « 3 » است . قاضى قتبى مىگويد : از ديگر سروده‌هاى ابونواس كه به سبب آن بازخواست شد و مورد تكفير ( يا چيزى نزديك به آن ) قرار گرفت ، سخن او دربارهء محمّد امين ( خليفهء عبّاسى ) و تشبيه او به پيامبر صلى الله عليه و آله است :
تَنازَعَ الْأحْمَدانِ الشَّبَهَ فَاشْتَبَها * خَلْقاً وَ خُلْقاً كما قُدَّ الشِّراكانِ
دو احمد در شباهت با يكديگر كشمكش كردند ؛ پس بسان دو بند كفش كه از درازا بريده شوند ، در آفرينش و خوى ، مانند هم شدند . از ديگر سروده‌هاى او كه به سبب آن وى را نكوهيده‌اند ، اين است :
كَيْفَ لايُدْنيكَ مِنْ أمَلٍ * مَنْ رَسُولُ اللَّهِ مِنْ نَفِرِهِ
چگونه هيچ آرزويى به تو نزديك نشود ؟ حال آنكه ، تو كسى هستى كه رسول خدا در شمار مردان توست . زيرا حقّ پيامبر صلى الله عليه و آله و سبب بزرگداشت و بالا بردن جايگاه وى آن است كه همگان به دو منسوب شوند و حضرتش به ديگرى منسوب نگردد . حكم اين چنين سخنان و صاحبان آنها همان است كه در فتواهاى خود ، به شرح ، باز گفته ايم . فتاواى پيشواى ما ، مالك بن انس - رحمه اللَّه - و اصحاب او نيز همين گونه است . در نوادر ، به نقل يحيى بن ابىمريم از او آمده است : مردى ، مرد ديگرى را به سبب فقرش ، سرزنش كرد . مرد فقير پاسخش گفت : آيا
هامش
( 1 ) . عبارت عربى چنين است : « يابن اللّخناء » . ابن اثير در معناى « لخناء » مىنويسد : هي المرأة التي لم‌تُختَن . ( النهايه 4 / 253 ) ( مترجم ) ( 2 ) . در متن كتاب « الشفا بتعريف حقوق المصطفى » به جاى يأتي ، باقي آمده است . ( مترجم ) ( 3 ) . عامل هارون الرشيد در مصر . ( لغت‌نامهء دهخدا ) ( مترجم )