13 . آمدن تشبيه در قرآن كريم براى نشان دادن برابرى
در سورهء احقاف مىخوانيم :
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ . « 1 »
پس شكيبايى كن ، همان گونه كه فرستادگان اولوالعزم شكيبايى كردند .
روشن است كه هدف از اين تشبيه ، برابرى شكيبايى پيامبر ما صلى الله عليه و آله و فرستادگان اولوالعزم است ؛ نه اينكه - پناه بر خدا - شكيبايى وى از شكيبايى آنان كمتر است .
بنابراين ، سخن : « برداشت برابرى از تشبيه ، از غايت كمخردى است » از اعتقاد گويندهاش نسبت به كلام بلند مرتبهء خدا ، پرده بر مىدارد .
آرى ، بىگمان ، دليل ما بر اثبات برابرى از حديث تشبيه ، همان دليل مفسّران بر برداشت برابرى از اين آيه است . ابوالسعود مىنويسد :
آيهء « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ » جواب شرطى محذوف است . يعنى :
هر گاه سرانجام كافران همان است كه پيشتر ياد شد ، بر سختيهايى كه از آنان به تو مىرسد ، شكيبايى كن ؛ همان گونه كه فرستادگان پايدار و استوار شكيبايى ورزيدند ؛ چرا كه تو در شمار همانها بلكه از بلندمرتبگانشان هستى . « من » ( در من الرسل ) براى تبيين است ؛ ليكن برخى گفتهاند براى تبعيض است . مقصود از اولوالعزم صاحبان شرايعاند كه در بنياد نهادن و تبليغ شريعتها بسيار كوشيدند و در تحمّل سختيهايى كه از مردمان بديشان رسيد و دشمنيهاى خردهگيران بر رسالت آسمانىشان ، شكيبايى ورزيدند . بلند آوازهترين ايشان نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام هستند . برخى دربارهء فرستادگان اولوالعزم گفتهاند : آنان كسانىاند كه در آزمايشهاى خداىْ تعالى شكيبا بودند ؛ همچون نوح كه در برابر آزار قومش ، صبورى كرد . آنها او را مىزدند تا اينكه حضرتش از هوش مىرفت . و ابراهيم ، آن گاه كه قومش او را در آتش افكندند ، بردبارىاش را از كف نداد و آزمون سر بريدن فرزندش را ، سر بلند ، پشت سر نهاد . نيز ذبيح كه با شكيبايى ، گردن خود را تسليم پدر كرد . و يعقوب كه بر
هامش
( 1 ) . احقاف ( 46 ) / 35 .