تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
مرا به سبب فقرم سرزنش مىكنى ؛ حال آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله گوسفندان را شبانى مىكرد ؟ مالك با شنيدن اين سخن گفت : او پيامبر را در جايى كه نمىبايد ، ياد كرد ؛ رأى من اين است كه ادب شود . همو گفته است : گناهكاران را نمىسزد كه چون عتابشان كنند ، بگويند : پيامبران نيز پيش از ما خطاهايى كرده‌اند . عمر بن عبدالعزيز به مردى گفت : براى ما كاتبى كه پدرش عربى باشد ، جستجو كن . كاتب وى گفت : پدر پيامبر كافر بود . عمر گفت : آيا اين را به عنوان مثل ذكر كردى ؟ ! پس او را عزل كرد و گفت : ديگر هيچ چيزى براى من ننويس . سحنون صلوات بر نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله را در هنگام شگفتى ، نكوهيده مىداشت ؛ مگر براى پاداشش و آنكه نزد خدا به عنوان كارى نيك ، به شمار آيد ؛ آن هم از سر بزرگداشت و تعظيم حضرتش . و فرمان خدا نيز به ما همين است . از قابسى دربارهء كسى كه به فردى زشت سيما بگويد : چهره‌اش به نكير مىماند ؛ و به شخص ترشرو بگويد : رخسارش شبيه فرشتهء خشمناك است ؛ پرسيدند . وى در پاسخ گفت : مقصودش از اين گفتار چيست ؟ ! نكير يكى از دو فرشتهء زيباى مأمور سؤال و جواب از مردگان است . هدف گويندهء اين سخن چيست ؟ ! آيا از ديدن رخسارهء فرشته ، هراسى در او پديد آمده يا اينكه به سبب زشترويى او ، نگريستن به وى را ناپسند داشته است ؟ اگر اين گونه است ، سخن درشتى بر زبان آورده ؛ چرا كه چنين گفتارى مصداق كوچك شمردن و خوارداشت است و بنابراين ، كيفر سختى خواهد داشت ؛ با اينكه ، در سخن او آشكارا دشنامى به فرشته نيامده است و ناسزايش تنها به مخاطب بر مىگردد . و كم‌خردان را در تأديب سخت و زندان ، مجازاتى درخور است . امّا يادكرد فرشتهء مأمور دوزخ ؛ به تحقيق ، هر آن كس كه در هنگام ناپسند داشتن ترشرويى ديگرى ، آن فرشته را ياد كند ، ستم كرده است ؛ مگر آنكه آن فردِ ترشروى دستى بر وى داشته باشد و با ترشرويىاش وى را بترساند و فرد ترسيده ، با اين تشبيه قصد نكوهش عمل او و هماره متّصف شدن به صفت فرشتهء مأمور دوزخ