شيعه اعتراف مىكند ، سپس بر آن برچسب ساختگى بودن مىنهد و آن را رد مىكند و ديگرى مثل كابلى و دهلوى ، دلالت حديث را بر نمىتابد ! و اين گونه به ردّ و بدل كردن سخنان دروغ ميان خود مىپردازند . اينان جز فرو افكندن حديث از اعتبار ، هدفى ندارند تا آنكه شيعه نتواند بدان بر مذهب راستين خود احتجاج كند ؛ حال هر چه مىخواهد بشود ، بشود !
امّا سخن ابن روزبهان در ابطال برترى امير مؤمنان عليه السلام از انبياى ياد شده - بدان سبب كه حضرتش پيامبر نيست و غير پيامبر نمىتواند از پيامبر برتر باشد - با آيهء مباهله و احاديثى كه ذيل آن آمدهاند و نيز ديگر احاديث صريحى كه نشان مىدهند على نفس رسول خدا صلى الله عليه و آله است و روايتى كه دربارهء توسّل آدم عليه السلام به وى « 1 » نقل شده و اينكه انبيا بر ولايت او بر انگيخته شدند « 2 » و حديث « من و على ، پيش از آنكه آدم آفريده شود ، از نورى واحد آفريده شديم . » « 3 » و . . . باطل مىشود .
بنابراين ، دلالت حديث به افضليّت روشن مىگردد ؛ پس احتجاج شيعه بدان درست است و مناقشهء دهلوى در اين باره ، رد مىشود .
6 . سخن امير محمّد بن اسماعيل پيرامون حديث تشبيهعلّامهء
آزموده ، محمّد بن اسماعيل ، سخنى لطيف و تقريرى متين دربارهء حديث تشبيه دارد كه روش احتجاج شيعه را روشن و شيوهء استدلال آنان را تأييد مىكند .
بنگريد :
فايده : حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله على را به پنج تن از پيامبران همانند ساخته است .
محبّالدين طبرى در اين باره مىنويسد :
هامش
( 1 ) . بنگريد بدانچه اهل سنّت در تفسير آيهء « فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ : پس آدم از خداوندگارش كلماتى رافرا گرفت . » ( بقره ( 2 ) : 37 ) روايت كردهاند . ( الدرّ المنثور 1 / 60 )
( 2 ) . بنگريد بدانچه راويان سنّى در تفسير « وَ اسْألْ مَنْ أرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا : و از فرستادگانمان كه پيشاز تو گسيل داشتيم ، جويا شو . » ( زخرف ( 43 ) / 45 ) نقل كردهاند ؛ و نيز شرح حال اميرالمؤمنين عليه السلام در تاريخ دمشق 2 / 97 . ما در جلد بعدى كتابمان به تفصيل ، بدين بحث خواهيم پرداخت .
( 3 ) . جلد پنجم كتاب ما را ببينيد .