پنجم
: بىگمان - همان گونه كه در مجلّد « حديث ولايت » گفتيم - هرگاه طرق نقل حديث ضعيفى پرشمار شود ، به درجهاى كه بتوان بدان احتجاج كرد ، خواهد رسيد . بنابراين ، دليلى ندارد كه در اين حالت ، احتجاج به آن ناروا شمرده شود .
همچنين ، پوشيده نيست كه كابلى و دهلوى - كه مخترعان اين قاعدهاند - در موارد بسيارى ، آن را فراموش كرده و وانهادهاند و به اخبار كتابهايى كه نويسندگانشان عهدهدار صحّت تمامى مندرجات آنها نشدهاند يا اينكه حديث شناسان صحّت آن اخبار را گواهى نكردهاند ، احتجاج نمودهاند . چرا اينان بر خلاف قاعدهاى كه به پندار دهلوى ، همهء اهل سنّت آن را پذيرفتهاند ، عمل كردند ؟ براى اينكه به وسيلهء اين اخبار ، در برابر شيعهء اماميّه ايستادگى كنند ! و آيا اين جز دوگانهگويى و يك بام و دو هوا داشتن است ؟ !
ناپسندتر از اين ، استناد اين دو به احاديثى است كه پيشوايان اهل تسنّن در حديث و رجال ، به ساختگى و دروغين بودن آنها تصريح كردهاند . ليكن هرگاه بحث پيرامون فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام بوده است ، به قاعدهء مردودى كه خود ساختهاند ، پاىبند نبوده و اخبارى همچون حديث ولايت و حديث طير و حديث مدينةالعلم را دروغ بر شمردهاند ؛ احاديثى كه حديث شناسان صحّت آنها را آشكارا اعلام داشتهاند و احتجاج بدانها و پذيرش آنها بر پايهء قاعدهء ياد شده ، روا و واجب است .
از آنچه گذشت ، نادرستى اين قاعدهء ساختگى و كاستيهاى نظرى آن و تناقضات عملى سازندگانش هويدا شد . امرى شگفتانگيز كه خردها را به حيرت وا مىدارد !
اشكال و پاسخ - 7
نظر دهلوى دربارهء آثار ديلمى ، خطيب بغدادى و ابن عساكر
يادآورى سخن دهلوى : « گروهى از محدّثان پسين اهل سنّت ، مانند ديلمى ، خطيب و ابن عساكر ، هنگامى كه ديدند پيشينيان ، احاديث صحيح و حسن را فراهم آوردهاند ، به گردآورى احاديث ضعيف و ساختگى و به هم ريخته ، در جايگاهى واحد ، علاقهمند شدند تا بتوانند در آنها بنگرند و بينديشند و احاديث ساختگى را