تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
صحيح جاى داده‌اند و خاطر نشان كرده‌اند كه اين گونه حديث از حيث رتبه ، پايين دست حديث صحيحِ آشكار قرار مىگيرد . همچنين ، احتجاج به حديثى كه از دو طريق - كه هر يك به تنهايى حجّيّت ندارند - نقل شده است ، تازگى ندارد ؛ مانند حديث مرسلى كه از طريقى ديگر ، به گونهء مسند روايت گشته است يا اينكه حديث مرسل ديگرى - با رعايت شرطى كه گفته خواهد شد - با آن سازگار باشد . ابن صلاح و صاحب « الاقتراح » گفته‌اند : اينكه گفته مىشود : « با حديث حسن مىتوان احتجاج كرد » اشكالى دارد . زيرا در حديث صحيح [ كه شايستگى احتجاج را دارد ] ويژگيهايى هست ، كه با وجود آنها پذيرش روايت واجب است . بنابراين ، اگر حديثى را كه حسن ناميده‌اند ، از احاديثى است كه كمترين ويژگى لازم - كه با وجود آن بايد حديث را پذيرفت - در آن هست ، پس حديثِ صحيح است ؛ و اگر اين گونه نباشد ، احتجاج بدان روا نيست ؛ هر چند حديث حسن ناميده شده باشد . مگر آنكه اين به امرى اصطلاحى باز گردد ؛ يعنى گفته شود : اين ويژگيها را مراتب و درجاتى است و حديثى كه بالاترين و ميانه‌ترين اين ويژگيها را دارد ، صحيح خوانده مىشود و حديثى كه داراى پايين‌ترين درجهء اين خصوصيّات باشد ، حسن نام مىگيرد . در اين صورت ، امر به يك امر قراردادى برمىگردد و در حقيقت ، همهء اينها صحيح‌اند . « 1 » سيوطى نيز پس از يادكرد حديث صحيح گفته است : اگر ضبط راوى ( دقّت او در شنيدن و نگاه‌داشتن و روايت حديث ) اندك باشد ، ليكن ديگر شروط در روايت موجود باشد ، حديث را « حسن » نامند و در شايستگى احتجاج ، همسان حديث صحيح است ؛ گر چه از حيث رتبه پايين‌تر از آن است و با آن تفاوت دارد . بنابراين ، بالاترين درجهء ضبط ، حديث صحيح است مانند : روايت عمرو بن شعيب از پدرش از جدّش ، و محمّد بن اسحاق از عاصم بن عمر از جابر . . . . « 2 » آرى ، اين سخنان در اثبات مدّعا بسنده‌اند .
هامش
( 1 ) . همان / 128 . ( 2 ) . اتمام الدرايه لقراء النقايه / 55 ؛ چاپ شده در حاشيهء مفتاح العلوم .