« الحسن لذاته » است و حسن آن به سبب امرى خارجى نيست ؛ مانند حديث پوشيده كه حسن آن به سبب پرشمارى طرق نقل است . شرط « به همراه شروط پيشين » حديث ضعيف را از تعريف خارج مىكند . اين قسم از حديث حسن در كارآمدى براى احتجاج ، بسان حديث صحيح است ؛ گر چه از نظر رتبه پايينتر از آن قرار مىگيرد . همچنين حديث حسن از حيث بخشبخش شدن به اقسامى كه برخى از برخى بالاترند ، به حديث صحيح مىماند . « 1 »
3 . محمّد بن محمّد بن على فارسى ( در جواهر الأصول )
: حديث حسن ، همانند حديث صحيح ، حجّت است ؛ گر چه رتبتاً پايينتر از آن است . از اين روى ، بعضى از اهل حديث آن را در گونهء حديث صحيح جاى دادهاند و بخش جداگانهاى براى آن نگشودهاند .
4 . جلالالدين سيوطى
( پس از يادكرد حديث حسن و تعريف آن مىنويسد ) :
بدر ( / ابن جماعه ) گفته است : « در اين تعريف دور وجود دارد ؛ چرا كه در آن حديث حسن به حديثى كه شايستگى به كار بستن داشته باشد ، تعريف شده است ؛ حال آنكه شايستگى به كار بستن ، خود به شناخت اينكه حديث حسن است ، بستگى دارد » ؛ ليكن جملهء « و به كار بسته مىشود » جزء تعريف نيست ؛ بلكه افزون بر آن است تا بفهماند به كار بستن حديث حسن ، مانند حديث صحيح ، واجب است . دليل اين سخن آن است كه وى بين تعريف و جملهء فوق ، جدايى افكنده است ؛ بنگريد : « حديث حسن حديثى است كه در آن ، ضعفى اندك و محتمل وجود دارد ؛ و اعتماد و عمل بدين حديث رواست . » « 2 »
همو در جايى ديگر مىگويد : حديث حسن در احتجاج ، همچون حديث صحيح است ؛ گر چه از نظر قوّت اعتبار از آن پايينتر است ؛ و به همين سبب ، گروهى مانند : حاكم و ابن حبّان و ابن خزيمه ، حديث حسن را در انواع حديث
هامش
( 1 ) . همان / 291 .
( 2 ) . تدريب الراوى فى شرح تقريب النواوى 1 / 122 .