نه تنها سخنى است كه پژوهندگان بزرگ اهل تسنّن ، آشكارا بر زبان آوردهاند ، بلكه از خطّابى نقل شده است كه بيشتر احاديث بر مدار حديث حسن مىگردند . از اين رو ، اين قاعدهء موهوم كابلى و دهلوى ، تباهى و نابودى بسيارى از احاديث اهل سنّت را موجب خواهد شد . آرى ، اين دو بسان كسى هستند كه خانهاى ساخت و شهرى را ويران كرد !
اينك برخى از سخنان آشكارى كه در حجّيّت حديث حسن گفته شده است :
1 . زين عراقى :
وَ الْحَسَنُ الْمَعْرُوفُ مَخْرَجاً وَ قَدْ * اشْتَهَرَتْ رِجالُهُ بِذاكَ حَدْ
حَمْدٌ وَ قالَ التِّرْمَذيُّ ما سَلِمْ * مِنَ الشُّذُوذِ مَعَ راوٍ مَا اتُّهِمْ
بِكَذِبٍ وَ لَمْيَكُنْ فَرْداً وَرَدْ * قُلْتُ وَ قَدْ حُسِّنَ بَعْضُ مَا انْفَرَدْ
وَ قيلَ ما ضَعْفٌ قَريبٌ مُحْتَمَلْ * فيهِ وَ ما بِكُلِّ ذا حَدٌّ حَصَلْ
حديث حسن حديثى است كه نقل آن شناخته شده بوده ، راويانش پر آوازه باشند .
« حمد » حديث حسن را اين گونه تعريف كرده است . ترمذى در تعريف حديث حسن گفته است : « حديثى است كه از شذوذ ( مطالب نادر و بىقاعده ) تهى است و راوى آن به دروغگويى متّهم نيست و به طريقهء منفرد نيز نقل نشده است . مىگويم : ليكن برخى از احاديث منفرد ، حسن شمرده شدهاند . همچنين گفتهاند : حديث حسن حديثى است كه در آن ، ضعف اندك و محتملى باشد ؛ و نيز آنچه همهء اين تعريف را در بر بگيرد .
سخنان حديث شناسان در تعريف حديث حسن ، گوناگون است . ابوسليمان خطّابى - كه مقصود از « حمد » در بيت دوم اوست - در تعريف حديث حسن گفته است : حسن حديثى است كه ناقل آن شناخته شده بوده ، راويانش پرآوازه باشند . بيشتر احاديث بر مدار حديث حسن مىگردند و اكثر دانشمندان آن را پذيرفتهاند و عموم فقيهان آن را [ در استنباطهاى فقهى ] به كار بردهاند .
وَ الْفُقَهاءُ كُلُّهُمْ تَسْتَعْمِلُهْ * وَ الْعُلَماءُ الْجُلُّ مِنْهُمْ تَقْبِلُهْ
وَ هْوَ بِأقْسامِ الصَّحيحِ مُلْحَقُ * حُجِّيَّةً وَ إنْ يَكُنْ لايُلْحَقُ
همهء فقيهان حديث حسن را به كار گرفتهاند و بيشتر دانشمندان آن را پذيرفتهاند .