او را متقاعد كرده است . وى در سال 395 در نيشابور ، عهدهدار امر قضاوت شد .
حاكم در ماه ربيع الاوّل سال 321 در نيشابور ، زاده شد و در روز سه شنبه ، در ماه صفر سال 405 در همان شهر ، در گذشت . خليلى در كتاب « الإرشاد » سال مرگ وى را 403 نوشته است . خدايش رحمت كناد .
دارقنطى از ملازمان حاكم بوده است و ابوبكر قفال چاچى و دارقنطى و اقران آن دو از وى حديث شنيدهاند . « 1 »
2 . ابوالفداء
( ضمن گزارش رخدادهاى سال 405 ) : در اين سال ، حافظ . . . و امام اهل حديث در عصر خويش و نويسندهاى كه كتابهاى نو و تازه نگاشت ، از دنيا رفت . او در طلب حديث ، به مسافرت پرداخت و مشايخ حديثش به دوهزار نفر مىرسند . وى كتب پرشمارى به نگارش درآورد . « 2 »
3 . ابن وردى
( در گزارش حوادث سال 405 ) : در اين سال ، حافظ . . . و امام اهل حديث در عصر خويش و نويسندهاى كه كتابهاى نو و تازه نگاشت ، در گذشت . او در طلب حديث ، به مسافرت پرداخت و مشايخ حديثش به دوهزار نفر مىرسند . « 3 »
5 . عبدالغافر فارسى
: جانشينى براى او نيامده است . « 4 »
6 . زرقانى
: حاكم ، امام ، حافظِ كبير ، ابوعبداللَّه ، محمّد بن عبداللَّه ضبّى نيشابورى ، ثقه و در ثبت و ضبط اخبار ، دقيق است و همگان بر صدق و آشنايى كامل او با حديث ، همداستاناند . وى بسيار سفر كرده و از مشايخ ، حديث شنيده است ؛ تا آنجا كه مشايخ حديث وى در نيشابور ، نزديك به هزار نفر هستند و در شهرهاى ديگر ، بيش از اين .
وى در سال 321 زاده شد و در سال 405 در نيشابور ، در گذشت . نوشتههاى او به گفتهء ذهبى ، پانصد مجلّد و بر اساس سخن عبدالغافر فارسى ، هزار مجلّد و به گفتهء ديگران ، هزار و پانصد مجلّد است . از حاكم نقل شده است : آب زمزم را نوشيدم و
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان 4 / 280 .
( 2 ) . المختصر فى احوال البشر ، حوادث سال 405 .
( 3 ) . تتمّة المختصر فى احوال البشر ، حوادث سال 405 .
( 4 ) . السياق فى تاريخ نيسابور / 5 .