از خدا خواستم كه نيكو نگاشتن را نصيبم گرداند . « 1 »
7 . عبد الحقّ دهلوى
: حاكم در علوم گوناگون ، از اهل فضل و دانش و معرفت بود و به ويژه در علم حديث ، يكتاى عصر و يگانهء زمان خود به شمار مىرفت . وى در حديث ، كتابهايى سترگ و شگرف و شگفت دارد . « 2 »
8 . ابن اثير
: . . . و اين شرطى را كه گفته آمد ، ابوعبداللَّه حاكم نيشابورى ياد كرده است . ديگرى گفته است : بىگمان ، اين شرط در همهجاى صحيح بخارى و صحيح مسلم ، جارى نيست و آن دو احاديثى را ناسازگار با اين شرط ، نقل كردهاند .
ليكن گمان ما به حاكم اين نيست ؛ چرا كه وى داناى اين فن بوده ، از پيچيدگيهايش آگاه و با رموز آن آشناست و سخن و داورىاش دربارهء اين دو كتاب ، پس از كاوش و يقين به اين داورى است .
بارى ، نهايت آنچه اين قائل ( مخالف سخن حاكم ) مدّعى است ، آن است كه احاديث اين دو كتاب را كاويده و احاديثى را يافته كه با شرطى كه حاكم ذكر كرده است ، سازگار نمىافتد . و اين آخرين دعوى او در نقض سخن حاكم است ؛ در حالى كه اين سخن ، به هيچ روى ، ناقض سخن حاكم و مبطل قول او نيست ؛ زيرا حاكم اثبات كننده و او نفى كننده است و اثبات كننده بر نفى كننده مقدّم است .
راستى ، چگونه رواست وى بدان سبب كه اين حكم را نيافته است ، به انتفاى آن نظر دهد ؟ ! شايد ديگرى يافته و رسيده باشد و او نرسيده باشد ؟ ! آرى ، گمان نيكو درباره علما نيكوتر و تصديق سخنانشان سزاوارتر است . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح مواهب اللّدنّيّه 1 / 32 .
( 2 ) . رجال المشكاه .
( 3 ) . جامع الاصول 1 / 92 .