حنابله بوده و كتب نيكو و سودمندى نگاشته است . ابن ناصرالدين او را در طبقات حفّاظ نام برده ، ليكن ذهبى سخنى از وى نگفته است . « 1 »
ابن بطّه از مشايخ اجازهء دهلوى است .
ابن بطّه از شيوخ اجازهء دهلوى است ؛ چرا كه وى از اساتيد اجازهء جلالالدين سيوطى بوده و سند مشايخ اجازهء ولىاللَّه دهلوى ( پدر عبدالعزيز دهلوى ) به سيوطى مىانجامد و دهلوى خود تصريح مىكند كه حديث را از پدرش آموخته است .
سيوطى در « زاد المسير في فهرست الصغير » مىنويسد : « مختصر الخرَقى » :
قاضى حنابله ، عزّالدين ابراهيم بن نصر كنانى و پسردايىاش ، شهاب ، احمد بن جمال عبداللَّه حنبلى ، و بدر ، محمّد بن شيخالاسلام ، ابوالفضل بن حجر و ابوبكر بن على بن موسى ، حارث مكّى ، و كمال ، محمّد بن عبدالرحمن قليوبى ، اين كتاب را براى من روايت كردهاند . ايشان همگى اين كتاب را به طريق اجازه و بدين سند نقل مىكردند : ابوبكر بن حسين مراغى ، از ابوالعبّاس حجّار ، از احمد بن يعقوب مارستانى ، از ابوالمعالى محمّد بن نحّاس ، از ابوالقاسم على بن احمد بسرى ، از
ابوعبداللَّه عبيداللَّه بن محمّد بن حمدان ، ابن بطّه
. و من كتب ابن بطّه را با اين سند ، سماعاً و اجازتاً نقل مىكنم .
سند مشايخ هفتگانهء ولىاللَّه دهلوى به سيوطى مىانجامد ؛ زيرا وى در « الإرشاد في مهمّات الإسناد » مىنويسد : سند من [ در نقل حديث ] به هفت تن از مشايخ بزرگوار و گرامى و پيشوايان و رهبران مهمّ از كسانى كه در مكّهء مكرّمه و مدينهء منوّره ، پر آوازه بودهاند و همگان در خاور و باختر عالم ، بر فضل آنها همداستاناند ، مىانجامد ( خداى را بر اين امر سپاس ) : شيخ محمّد بن علاء بابلى ، شيخ عيسى مغربى جعفرى ، شيخ محمّد بن محمّد بن سليمان ردّانى مغربى ، شيخ ابراهيم بن حسن كردى مدنى ، شيخ حسن بن على عجيمى مكّى ، شيخ احمد بن محمّد نخلى
هامش
( 1 ) . تراجم الحفّاظ ، حرف عين ، نسخهء خطّى .