مكّى و شيخ عبداللَّه بن سالم بصرى و سپس مكّى . سند اين مشايخ هفتگانه به دو تن از پيشوايان و حافظان و رهبرانى كه به عنوان « شيخ الاسلام » مشهورند ، ختم مىشود : زينالدين زكريّا و شيخ جلالالدين سيوطى .
و عبدالعزيز دهلوى در « أصول الحديث » تصريح مىكند كه دانش حديث و ديگر علوم را از پدرش ، ولىاللَّه دهلوى ، آموخته و تعدادى از كتب روايى را در نزد پدر خوانده و از او شنيده ، تا اينكه ملكهء فهم معانى حديث و درك حقايق اسنادها برايش پيدا شده است .
6 . روايت حاكم نيشابورى
بر اساس آنچه موفّق بن احمد خوارزمى مكّى ياد كرده ، حاكم نيشابورى حديث تشبيه را در « تاريخ نيشابور » نقلكرده است . خوارزمى مىنويسد :
شيخ زاهد ، حافظ ابوالحسن على بن احمد عاصمى خوارزمى ، اين خبر را بر ما خواند و گفت : شيخ قضات ، اسماعيل بن احمد واعظ ، اين خبر را بر ما خواند و گفت : احمد بن حسين بيهقى اين خبر را بر ما بخواند . . . .
با همين سلسله سند ، احمد بن حسين مذكور مىگويد : حافظ ابوعبداللَّه در كتاب تاريخ اين خبر را بر ما خواند و گفت : ابوجعفر محمّد بن سعيد ، از محمّد بن مسلم بن واره ، از عبيداللَّه بن موسى عبسى ، از ابوعمر ازدى ، از ابوراشد حبرانى ، از ابوالحمراء نقل مىكنند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :
مَنْ أرادَ أنْ يَنْظُرَ إلى آدَمَ في عِلْمِهِ وَ إلى نُوحٍ في فَهْمِهِ وَ إلى يَحْيَى بْنِ زَكَريَّا في زُهْدِهِ وَ إلى مُوسَى بْنِ عِمْرانَ في بَطْشِهِ ، فَلْيَنْظُرْ إلى عَليِّ بْنِ أبيطالِبٍ .
هر كه مىخواهد دانش آدم و فهم نوح و دنياپرهيزى يحيى بن زكريّا و سختى و صلابت موسى بن عمران را ببيند ، على بن ابىطالب را بنگرد .
احمد بن حسين بيهقى مىگويد : اين حديث را جز با اين زنجيرهء اسناد ،