شرح
- هذا العالم منطوفيه العشرة من عالم الطبع وهكذا .
فائدة جليلة - افادها المصنف في شرح أسرار اشعار العارف الرومي من كتابه المعروف بالمثنوي المعنوي . ولنا كراسة حاوية على كلمات طريفة لطيفة ، وكل كلمة عنوان مسألة علمية من فنون العلوم مصدرة بقولنا كلمة ، ككتابنا الآخر الف نكتة ونكتة كل مسألة منها مصدرة بقولنا نكتة ، والمرجّو أن تبلغ الكلمات أيضا إلى « الف كلمة وكلمة » . وهذه الفائدة الجليلة محررّة هناك بالفارسية وهي ما يلي :
« كلمه - عارف رومي در دفتر دوم مثنوى فرموده است :اين صدا در كوه دلها بانگ كيست * گه پر است از بانگ اينكه گه تهى است
هركجا هست أو حكيم است اوستاد * بانگ أو زين كوه دل خالى مباد
هست كُه كاوا مثنّا مىكند * هست كُه كاواز صدتا مىكند
مىزهاند كوه از آن آواز وقال * صدهزاران چشمه آب زلالمتأله سبزواري در شرح آن فرموده است : « آوا » مخفف آواز . « مثنّا » دوباره . واين كوه عالم ظاهر است كه صوت را برمىگرداند .« هست كه كآواز صدتا مىكند »واين كوه جبروت وملكوت است كه در وجود انسان كامل است . ونداء لاهوت يكى است ، ودر آنها صداهاى صدگونه مىشود . وعدد صد بسبب أسماء حسنى صدگانه مىشود . يا گوئيم عقل بالفعل چون از صقع حق تعالى است ووجودات كلمات حق است كلمات عقلية همه نداء حق است با روح وسر ودر مدارك جزئيه صدگانه نفسانية برزخيه واخرويه صدگونه صدا را ابداع مىكند چه در عالم مثال مدارك صد مىشود زيرا كه مدارك جزئيه در عالم طبيعت ده است پنج ظاهر وپنج باطنه ، وعالم مثال چون عالم وسعت است پس عدد مدارك جزئيه در قالب مثالي ترفّع مىيابد وبه نحو ضرب صد مىشود چه هرچه اينجا هست از فعليّت وكمال آنجا هست بنحو أعلى .
ومعنى ضرب كه گفتيم آنست كه هريك از ده مدارك عالم مثال كار ده مدرك از آن مىآيد كه بصر آن بصر است وسمع وشم وذوق ولمس تا آخر ، وسمع آن سمع است وبصر است تا آخر ، وقس عليه . وهمه اينها اظلال وحكاياتاند از براي عالم عقل ، اين است كه مأثور است كه موسى عليه السلام از همه جهات در كوه طور صدا مىشنيد . -