الف - دليل صدق آن مدّعى ، مطلبى است كه مؤلّف در ديباچه كتاب « بديع القرآن » گفته است ، او پس از آنكه از كتاب « تحرير التحبير » سخن به ميان آورده ، و بيان داشته آن كتاب اصل اساسيى است كه مىخواسته آن را خلاصه كند ، ولى راهى به آن نيافته پس انواع بديعى كه مخصوص به قرآن بوده جدا نموده است ، آن مطلب جايى است كه مىگويد : « خواستم آن را خلاصه كنم ، ولى راهى به آن كار نيافتم ، زيرا مطالب همه به يكديگر مربوط ، و همه مورد نياز است ، و معانى در ارتباط كامل با عبارات مىباشد ، و ديدم كه اگر آن ابوابى كه اختصاص به قرآن عزيز دارد جدا نمايم ، آن كار يك اختصار مفيدى خواهد بود ، و وجوه بلاغت قرآن مشخّص مىشود ، و استخراج موارد اعجازش آسان ، و راههاى شناخت اطناب و ايجاز آن ( به ذهن ) نزديك مىگردد ، و من هم ( با اين اقدام ) كارى را انجام دادهام كه در آن بر من سبقت گرفته نشده است ، پس ابوابى كه مخصوص به قرآن بود جدا نمودم .
مؤلّف توانسته است در اين كتاب ثابت كند كه قرآن صفات جاودانه و ويژگيهاى انسانى و نفسى ادب را دربرگرفته است ، و اين امر موجب شده كه مردم اعجازش را درك كنند ، و جمالش را در دستورهاى ظريف و ارزشهاى متعالى اخلاقيش - كه در عين سادگى مىخواهد زندگى را سامان بخشد - حسّ كنند ؛ و اين سادگى دستورات و تعاليم ، متضمّن رازى از رازهاى جمال فنّيى است كه در خيال سرشار بروز مىنمايد ؛ خيال سرشارى كه حالت ندامت انسان و عذاب وجدان ، و غمها و شاديهاى نفس « 1 » و عواطف متبادل انسانى ، و بهشت و دوزخ را مجسّم مىنمايد ، و با آن جمال فنى و تعبير آنچه مىخواسته به مردم ابلاغ نمايد در بهترين تعبير و زيباترين آهنگ ابلاغ نموده است ، مؤلّف بيان داشته كه ( در آيات قرآن ) با سرازير شدن الفاظ به سوى گوش ، معنى به سوى نفس سرازير مىشود ؛ پس گويى كلام به گوش وارد نمىشود كه به دل مىنشيند « 2 » ، و گويى خداوند با آن كلام روح را مورد خطاب قرار داده و در نتيجه روح درمىيابد كه آفريننده آن كلام به نفس انسانى و حسن ملايمت در خطاب با او شناخت دارد ، همان گونه كه مؤلّف فراموش نكرده از دستورات دينى قرآن و دستورالعملهاى اعلاى آن كه دالّ بر ارزشهاى اخلاقى و ادبى است « 3 » پرده بردارد ، و اين همه مطالبى است كه مؤلّف مىخواهد در كتابش آشكار سازد .
ب - چون بديع القرآن از كتاب « تحرير التحبير » جدا شده لازم است به موارد اختلاف و اتّفاق
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : باب عتاب المرء نفسه .
( 2 ) - نگاه كن به : ائتلاف اللفظ مع المعنى .
( 3 ) - نگاه كن به : باب النزاهة ، و مقصود وى پاكى الفاظ هجو از كلمات ركيك است تا جايى كه هجاء طورى باشد كه ابو عمرو ابن العلاء وصف نموده و گفته است . ( بهترين ) هجاء آن است كه دوشيزه در سراپردهاش بسرايد و براى او زشت نباشد .