92 - تشريع
اين نام را مانند نام سابق نپسنديده و آن را « توأم » ناميده ، و پس از آن گفته است . « اين آخرين بابى است كه از كتابهاى مردم - پس از تنقيح و تحرير ، و تغيير مواردى كه تغييرش نيكو بود - گرد آوردم . آنگاه انگيزهاش را از انواع بديعى كه خود معرّفى نموده ، بيان داشته ، و در مقدّمه گفته است : « چون به نظرم رسيد كه ( آن كتاب را ) « 5 » به ساحت عالى كمال الدين « 1 » ابو القاسم عمر بن هبة اللّه بن العقيلى البصرى الحلبى المولد و المنشأ - كه خداوند گذشتگانش را رحمت كناد ، همانطور كه به وجود او آشنايانش را مورد ترحم قرار داد و خداى فضايلش را دوام بخشد چنان كه بخششهايش را بر فاضلان استمرار بخشيد - اهدا كنم ، و دانستم كه او شايسته است ، همّتها برايش به كوشش افتد ، و ذوقها آماده شود پس به نظرم رسيد كه انواعى در بديع كه موجب افزايش فوايد و بهرههاى علمى است استنباط كنم ، استنباطى كه بر روش دانشمندانى است كه از من دور شدهاند ، و به پيروى از اسلوب كسانى است كه بر من پيشى گرفتهاند پس در آن مورد ، سى باب از ابواب بديع بر من گشوده شد . ابوابى كه از توارد و تداخل مبرّاست و به گمان قوىّ در اين ابواب بر من پيشى گرفته نشده است - خدايا - مگر اينكه در گوشهوكنار ، كتابهايى كه من از آنها اطّلاعى نداشتهام ، برخى از ابوابى كه اختراع نمودهام يافت شود ، بنابراين من و آن سبقتگيرنده ، بر آن باب توارد داريم ، و گمان نمىكنم چنان موردى وجود داشته باشد « 2 » ، و اللّه اعلم
سپس مؤلّف خواسته راز حصر انواع بديعى خود را تنها درسى باب بيان كند ، پس گفته است « 3 » :
« چون تعداد ابوابى كه استخراج نمودم به اين عدد رسيد ، دست از تفكّر كشيدم ، تا تعداد ابوابى كه آوردهام مطابق عدد اصول بديع باشد ، سپس گفته است « 4 » : « و اكنون وقت بيان ابوابى است كه استنباط نمودهام ، و هنگام ثبت انواعى است كه اختراع كردهام ، و آن ابواب عبارت است از : 1 -
هامش
( 5 ) عبارت داخل پرانتز ترجمه « به » است كه در ذيل تحرير ( ص 93 ) نقل شده ، نصّ منقول اينجا پيش از وقتى است كه « تحرير » تصحيح و چاپ شود ، و نصّ موجود در نسخه چاپى تحرير صحيحتر و كاملتر است ، ر ك : همان مرجع و همان صفحه .
( 1 ) - او كمال الدين ابو القاسم عمر بن احمد بن هبة اللّه بن محمد بن هبة الدين احمد بن يحيى بن زهير بن هارون بن موسى بن عيسى بن عبد اللّه بن محمّد بن ابى جرادة بن ربيعة بن خويلد بن عويف بن عامر بن عقيل الحلبى ، فقيه حنفى ، و كاتب معروف به « ابن العديم » است ، وى در دهه اول ماه ذىالحجّة سال 586 ه . در حلب به دنيا آمد ، و از پدر و عمويش ابو غانم محمّد ، درس حديث را شنيد ، و فتوا داد و كتاب تصنيف نمود . او پيشوايى دانشمند ، و فاضل ، و از علوم بسيارى بهرهمند بوده است ، او يكى از رؤساى مشهور و دانشمندان بنام است ، وى محدّث ، و فاضل ، و حافظ ( حديث ) و مورّخ و از كسانى بوده كه در مسائل سياسى و كشوردارى طرف مشورت قرار مىگرفته است . وى به سال 660 ه . در قاهره وفات يافت ، و همانجا دفن شد ، نگاه كن به : النّجوم الزّاهرة ، ج 5 ص 55 ، و ج 8 ص 209 ، و معجم الادباء ، و فوات الوفيات ، ج 2 ص 101 .
( 2 ) - مقدّمه تحرير التحبير برگ 9
( 3 ) - همان مرجع برگ 9 و ما بعد آن
( 4 ) - نگاه كن به : باب توأم از ابواب بديع القرآن ص 233