گرفته ، و در « تحرير التحبير » آن را « نفى الشّيء بايجابه » ناميده ، دربارهء « السّلب و الايجاب » سخن گفته است .
و اىكاش مطلب همينجا متوقّف شده بود ؛ بلكه مؤلّف دو نوع از انواع بديعى را در « تحرير التحبير » نامگذارى كرده ، و نام آن دو نوع را در « بديع القرآن » تغيير داده است ؛ اين دو نوع عبارت است از « ائتلاف القافية مع ما يدلّ عليه سائر البيت » ، و « التصرّف » كه در بديع القرآن ( به ترتيب ) « ائتلاف الفاصلة مع ما يدلّ عليه سائر الكلام » و « الاقتدار » ناميده است .
د - مؤلّف بديع القرآن را نيز به سه بخش تقسيم نموده ، و با خود پيمان بسته كه در آن جز به آيات قرآن ، استشهاد نكند ؛ و ليكن مىبينيم وى ، در باب « القسم » و « جمع المؤتلفة و المختلفة » ، و باب « حسن الاتّباع » پيمانش را شكسته ، و به يافتن پوزش براى آن شتافته و سبب آن را بيان داشته است ، و آن ، اين است كه مقدّم داشتن برخى از اشعار بر آيه قرآنى به منظور اين است كه آن نوع بديعى مورد نظر روشن شود ، تا خواننده را بر حقايقى از بديع مطّلع گرداند كه اگر تقديم برخى اشعار نبود ، خواننده را اميدى به فهم آن نمىرفت . همانطوركه وى احيانا مجبور مىشود ، برخى از اشعار را نقل نمايد تا ميان آن ، و آيهاى از آيات قرآن مقايسه كند . و در نتيجه پرده از بلاغت قرآن و بديع زيبايش بردارد .
ه - و به زودى سخن از اصول و فروع بخشهاى كتاب « بديع القرآن » را رها مىسازم ؛ زيرا اصول و فروع آن تفاوت چندانى با اصول و فروع « تحرير التحبير » ندارد .
امّا بخش سوم ، كه بخش ابتكارى خود اوست ، ميزان صحّت ادّعاى او را ، و انواعى كه بدون اشكال متعلّق به اوست ، و انواعى كه تعلّق آن انواع به او مورد قبول نيست ، در بخش تصحيح كتاب بيان داشتهام ، و انواعى كه انتسابش به او پذيرفته نيست در حاشيه متن به مبتكر آن نسبت دادهام .
سوم : كتاب « الخواطر السوانح فى اسرار الفواتح » « 1 »
بخت مرا يار نگشت تا از اين كتاب اطّلاع حاصل كنم ، و شايد موضوع آن ، سخن درباره اوايل سورهها باشد ، و مقصود از معانى اوايل سورهها همان معانيى است كه مؤلّف در كتاب بديع القرآن بيان داشته است ، همانطوركه سيوطى ياد كرده « 2 » كه آن كتاب ، از جمله كتابهايى بوده كه وى از آن اطّلاع داشته ، و در تأليف كتاب « الاتقان » از آن كمك گرفته است .
هامش
( 1 ) - صاحب معاهد التنصيص در شرح حالى كه براى ابن ابى الاصبع آورده ، از آن كتاب زير نام « الخواطر الصوائح فى سراير القرائح » ياد كرده است . همانطوركه نگارنده كتاب « الحركة الفكريّة فى عهد الدّولتين الفاطميّة و الايّوبيّة » زير همين نام ، از آن سخن گفته است ، و صحيح همان اسمى است كه ما از قول خود مؤلّف و از كتاب « الاتقان » سيوطى ياد كرديم .
( 2 ) - الاتقان ، ج 1 ص 9 .