و همچنين او راست ابياتى كه از زشتترين اشعارى است كه ديدهام در هجاء سروده است :
آن اشعار را در نكوهش مردى يهودى سرود - و موضعش پيوسته در برابر يهود همين بوده است و همانا تنفّر و خشمش را درباره ايشان در كتابش ملاحظه نمودم - وى آن مرد يهودى را به صفت بخل كه از يهود معروف است ، نسبت مىدهد ، و مىگويد : و از نوع استعاره جالبى كه برايم حاصل شده ابياتى است كه به آنها يهودى نبطيى * را هجو كردهام ، و آن اشعار اين است « 1 » : ( طويل )
رأيت أبا لخير اليهودى ممسكا * بقارورة كالورس راق حليبها
و قد رشّ منها فوق صفحة وجهه * و قال لقد أحيا فؤادى طيبها
فقلت له ما هذه قال بولة * لا سود يشفى الدّاء منّى قضيبها
قريبة عهد بالحبيب و انّما * هوى كلّ نفس حيث حلّ حبيبها « 2 »
و خلاصه كلام دربارهء شعر او - براساس اشعارى كه از او در دست داريم - اين است كه وى از شاعران پيشرو عصر خود است ، و همه آنچه دربارهء او مىپذيريم اين است كه شعرش ، شعرى كه به آن استشهاد مىكرده همانا از زبان خود او صادر مىشده و در آن به فنون بديعى تكيه داشته و به زبردستى شاعران پيشين نرسيده است .
و بهترين دليل بر آن مطلب ، قصيدهاى است كه با آن الملك الاشرف ، موسى الايّوبى را مدح نموده است ، قصيدهاى كه مطلع آن چنين است * * : ( طويل )
فضحت الحيا و البحر جودا فقد بكى * حيا من حياء منك و التطم البحر
هامش
( 1 ) - تحرير التحبير باب الاستعانة .
* نبطىّ : منسوب به نبط ، و آنان گروهىاند كه در بطائح ميان عراق عرب و عراق عجم يا به سواد عراق ساكن بودهاند ، و ايشان مردمى غير عرب بودهاند كه عربيّت گزيدهاند ، ر ك : لغتنامه دهخدا حرف « ن » .
( 2 ) - اين بيت منسوب به ابراهيم بن العبّاس الصولى است ، الصّناعتين ص 9 .
* * اين اشعار را مصحّح در ص 82 همين بخش آورده است .