اصول نحو باشد ، هرچند با مقصود آيه موافق نباشد بلكه چنان كه از پيش گذشت ، او همانند يك دانشمند نحوى و يك دانشمند تفسير ، ارشاد مىكند . او مانند يك مقلّد ، در برابر رأى نحويان نمىايستد ، كه قدم جاى قدمشان بگذارد ، و روش ايشان را در پيش گيرد ، بلكه آيه را بر وجهى حمل مىكند كه معناى آن اقتصاد دارد ، هرچند مخالف آراء نحويان باشد .
6 - كوششهاى ابن ابى الاصبع تنها منحصر به تأليف در باب بديع ، و استخراج آن از قرآن و شعر نبود ، بلكه او را در نقد و بررسى جولانهايى با شاعران پيشين بوده است ، او در مضامين شعرش از ايشان پيروى مىكند ، و از عهده آن خوب برمىآيد ، او اين ابن ابى الاصبع است كه در باب استتباع « 2 » كتاب « تحرير التحبير » اش ، بين خود و ابن الرّومى « 1 » ، در بيتى كه در مضمون آن از ابن الرّومى تبعيّت نموده ، موازنه برقرار مىسازد .
بيت ابن الرّومى اين است ( بسيط ) :
سدّ السّداد فمى عما يريبكم * لكن فم الحال منّى غير مسدود
و بيت ابن ابى الاصبع اين است ( كامل ) :
هبنى سكتّ أما لسان ضرورتى * أهجى لكلّ مقصّر عن منطقى
و پيش از آنكه مقايسه ميان آن دو بيت را به نظر برسانم ، مىگويم : مقايسهاى كه ابن ابى الاصبع برقرار نموده شامل مقايسهء لفظى ، و معنوى است ، و توجّه او به جنبه بديع بيشتر است ، كه پس از بيان سخن وى ، توضيحى دربارهء آن خواهم افزود .
همانا تأمّلكننده در بيت ابن الرومى درمىيابد كه او را در آن ، هشت نوع از انواع محاسن بلاغى « 3 » حاصل شده كه عبارت است از : تجنيس در قول او : « سدّ السّداد » ، و تفسير : « عمّا يريبكم » ، و استدراك در قول او « لكن » و دنبال آن ، و استعاره ؛ در قول او : « فم الحال » ، و تصدير ؛ در آنچه
هامش
( 2 ) اين باب ، در كتاب « تحرير » ( ص 475 ) باب « حسن الاتّباع » ناميده شده است و ظاهرا كلمه « الاستتباع محرّف از « الاتّباع » است .
( 1 ) - او ابو الحسن علىّ بن العبّاس بن جريج ( جيور جيوس ) معروف به ابن الرّومى شاعر مشهور و صاحب شعر عجيب ، و ابتكار غريب است ، و در سال 384 ه . در بغداد وفات يافت ، و در مقبره باب البستان ، دفن شد ، و اين بيت در ديوان چاپى او نيست ، نگاه كن به : الصّناعتين ص 215 .
( 3 ) انواع بديعى كه نگارنده ( ابن ابى الاصبع ) براى بيت ابن الرومى آورده چهارده نوع است . ر ك : تحرير 1 ، باب حسن الاتّباع ص 483 .