در مورد عطف غير مجزوم بر مجزوم مورد انتقاد قرار مىدهد و مىگويد : « در اين آيه به صورت ظاهر با روش اعرابى ، از نظر عطف غير مجزوم بر مجزوم مخالفت شده « 1 » تا با عدول از قواعد جارى تأويلى دست دهد كه معناى مقصود را تصحيح نمايد . پس مراد آيه -
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ
- مژده دادن به مسلمانان است به اينكه اين دشمن ، تا وقتى كه با مسلمانان در جنگ است ، هرگز يارى نمىشود . تا به اين وسيله خوشحالى مسلمانان با شكست دشمنانشان در زمان حال ، و براى هميشه در آينده ، كامل شود ، و اگر فعل
( لا يُنْصَرُونَ )
طبق قاعده معمول نحوى عطف بر فعل پيش از خود مىشده ، مطلبى را جز پيروز نشدن دشمن را تنها در زمان حال - كه هنگام جنگ و وقت پشت كردن است - بيان نمىداشت و آن تعبير بيانگر شكست پيوسته ايشان ، در هر حالت نيست ؛ نحويان گفتهاند : توجيه اين مورد ، به اين است كه گفته شود : اين عطف از نوع عطف جمله بر جمله است ، و تقدير كلام « ثم هم لا ينصرون » مىباشد . و ليكن اين سخن و آن توجيه به نظرش جالب نيامده و نپسنديده است ، و توضيحى بر آن آورده كه نشان فهم نحوى و تفسيرى او ، و مهارتش در آن دو علم و شناخت كامل او دربارهء علم « اسباب نزول » است ، وى مىگويد : بنابراين توجيه - يعنى توجيه نحويان - هنوز اشكال باقى است ، و با وجود آن گفته مىشود : براى چه از آوردن كلام طبق قاعده معمول نحوى ، به وجهى كه احتياج به تأويل دارد ، عدول شد و چرا گفته نشد : « و ان يقاتلوكم يولّوكم الادبار ثمّ لا ينصروا » ؟ ، پاسخدهنده محتاج مىشود كه بگويد : چون آمدن كلام بر آن وجهى كه تو گفتى ، احتياج به تأويل نداشت . معناى مقصود آيه را بيان نمىكرد ، زيرا معناى مراد ، بشارت مسلمانان به اين است كه دشمنشان هرگاه با ايشان بجنگد ، شكست مىخورد ، و آمدن كلام به صورتى كه ايرادكننده بيان داشت ، آن معنى را نمىرساند ، زيرا معنايى جز شكست تنها در حالت جنگ را بيان نمىكند .
بنابراين ، از آن تعبير به تعبيرى كه قرآن آورده عدول شد ؛ تا آمدن فعل غير مجزوم در سياق عطف بر فعل مجزوم شنونده را به سببى كه موجب عدول از قاعده اعرابى شد ، توجّه دهد ، و به آن سبب آن فعل ( از ميان حروف عطف ، با ثمّ « 2 » ) عطف شد ، تا برخى الفاظ با برخى ديگر سازگار آيد ؛ زيرا ثم از ميان حروف عطف دلالت بر تراخى و مهلت دارد ، و با فعل معطوفش كه دلالت بر حال و استقبال دارد ، سازگار است .
5 - و در باب « ابداع » از قول خداى تعالى :
« وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ
هامش
( 1 ) عبارت مقدّمه « يؤلّف » بود . ولى صحيح چنان كه در متن بديع آمده ( ص 132 ) « خولف » است . و ترجمه آن در متن ترجمه آمد .
( 2 ) در مورد اين عبارت ر ك : ترجمه متن بديع القرآن ، ص 220 .