غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
« 1 » سخن به ميان آورده ، و از آن هيجده نوع از انواع بديعى - جز انواع تكرارى مانند استعاره كه با تحقّق در دو مورد ؛ در دو كلمه ابتلاع ، و اقلاع تكرار شده است - استخراج نموده كه عبارت است از : مناسبت ميان
« ابْلَعِي »
و
« أَقْلِعِي »
، و « مطابقت لفظى ميان سماء و ارض » ، و استعاره در
« ابْلَعِي »
و
« أَقْلِعِي »
، و مجاز در
« يا سَماءُ »
- حقيقت اين مجاز « يا مطر السماء » مىباشد - ، و اشاره در
« غِيضَ الْماءُ »
؛ زيرا آب كاهش نمىيابد مگر اينكه آسمان از باريدن بايستد ، و زمين چشمههاى آبى كه از آن خارج مىشود ، فروبرد ، و ارداف ، در قول خداى :
« اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ »
كه اين عبارت استقرار او را بر كشتى در اين مكان ( جودىّ ) و قرار يافتن كشتى را بدون انحراف و كجى ، بيان داشته است ، و تمثيل در
« قُضِيَ الْأَمْرُ »
، و تعليل ؛ زيرا فرورفتن آب ، علّت ، استواء كشتى است ، و صحت تقسيم ، چون خداى سبحانه - همه حالات آب را هنگام كاهش يافتن بيان داشته است ، و « احتراس ؛ ( پيشگيرى ) از اينكه مبادا كسى پندارد كه چهبسا هلاكت شامل كسانى هم كه شايسته هلاكت نبودهاند ، شده است ، و احتراس با جمله دعاى بر هالكان تحقّق يافته است . و انفضال ؛ در مورد اينكه ممكن است كسى بگويد : كلمه « قوم » لازم نيست ؛ زيرا اگر گفته شده بود « و قيل بعدا للظالمين » معنى كامل بوده ، و مساوات ؛ زيرا عبارت آيه نه افزون بر معنى و نه كمتر از آن است ، و حسن النسق ؛ در مورد عطف و ربط وقايع به يكديگر . يكى پس از ديگرى به ترتيبى كه اتّفاق افتاده است ، و ائتلاف لفظ با معنى ؛ زيرا هيچ لفظ ديگرى شايستگى ندارد كه جاى لفظى از الفاظ اين آيه را بگيرد . و ايجاز ؛ زيرا خداوند داستان را با الفاظ خودش به صورت شامل و فراگير ، در مختصرترين عبارت ، و با كلماتى غير طولانى بيان داشته است . و تسهيم ؛ زيرا اوّل آيه تا عبارت
« أَقْلِعِي »
مقتضى قسمت آخر آيه مىباشد ، تهذيب ؛ زيرا مفردات الفاظ ، موصوف به صفات حسن و زيبايى است ، هريك از كلمات ، تلفظ آن آسان ، و داراى رونق فصاحت مىباشد ، و حسن بيان ؛ ( زيرا ) بيان آيه به صورتى است كه شنونده در فهم معناى سخن درنگ نمىكند ، و تمكين ؛ زيرا فاصله آيه جايگزين شده و استقرار يافته است ، و انسجام ؛ زيرا كلام با سبك و اسلوبى دلنشين و آسان ، روان شده است ، و ابداع ؛ و آن در همه آيه تحقّق يافته است با توجّه به اينكه الفاظ آن از هفده كلمه افزون نيست .
پس كدام دانشمند است اين دانشمندى كه با جستوجوى در الفاظى كم ، انواع بديعى بسيار استخراج مىكند ! آنگاه وى نحويان را رها نمىسازد كه آيات را بر وجهى حمل كنند كه موافق با
هامش
( 1 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 44 .