تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
« المثل السائر « 1 » » ، و « تحرير التحبير « 2 » » و جز آن كتابها ، از نگاشته‌هاى دانشمندان ، و ديوانهاى شاعران . 2 - صلاح الدين ، و پس از او جانشينانش به ساختن مدارس و به ويژه مدارس دينى اهتمام ورزيدند ، وى مدرسه‌اى نزديك مسجد امام شافعى ، و مدرسه « الناصريّه » و « المدرسة السّنيّة » را بنا نهاد ، و سلطان « الكامل » ، مدرسه « دار الحديث » را ساخت « 3 » . توجّه ايّوبيان به مدارس تنها با ساختن آن متوقّف نشد ، بلكه موقوفات بسيارى بر آنها وقف نمودند ، و براى دانشمندان ماهانه مقرّر داشتند ، تا در آن مدارس تدريس كنند ، مجالس مباحثه و گفت‌وگوى علمى در اين مدارس فراوان گشت ، و سلاطين در آنها حاضر مىشدند . و تشكيل آن مجالس ، و طلب علم را مورد تشويق عظيم قرار مىدادند ، و در آنجا تفكّرى برايشان حاكم بود و آن نيكى در حقّ دانشمندان و فقيهان و اعتقاد به اين معنى بود كه احسان دربارهء ايشان برتر از احسان در حقّ مستمندان است ، زيرا فقيه را اشتغال به علم از تفكّر دربارهء وسايل معيشت و موجبات بىنيازى بازمىدارد « 4 » . صلاح الدّين مؤسّس دولت ايّوبى بسيار متواضع ، و دوستدار مردم به ويژه فقيهان و نيكوكاران ايشان بود . شعرهاى نيكو را مىپسنديد ، و در مجالس خود ، تكرار مىنمود ، و لذا شاعران بسيارى آهنگ او كردند ، و جانشينان وى روش او را ، پيش گرفتند ، زيرا عده‌اى از ايشان شاعر و خطيب بودند ، پس مقام شعر و خطابه عظمت يافت ، و شاعران و خطيبان فراوان شدند و بيشتر توجّهشان مصروف تشويق به جهاد و پيكار و برحذر داشتن از سستى و عقب نشستن از جنگ بود ، ادب قصصى نيز براى گسترش دعوت به پيكار با صليبيان به ظهور رسيد . داستان‌سرايان در مساجد ، و در ميان ارتش گمارده شدند ، و آنان روش گذشتگان را براى مردم بيان مىداشتند و شعلهء تمايل به جهاد را در دلها برمىافروختند . 3 - و بدون شك ، در اين فرهنگ ، علوم دينى مانند : لغت ، و حديث ، و علوم قرآن مقام اوّل را اشغال كردند ؛ و علم فقه ، و حديث و مسائل اختلافى ، به اندازه‌اى كه از پشتيبانى دو دولت ايّوبى و مملوكى برخوردار شد ، از حمايت هيچ حكومت اسلامى برخوردار نگرديد . و در صورتى كه در عصر ايّوبى حاكميّت مطلق در زمينه‌هاى علمى ، از آن فقه و حديث باشد ، اين به آن معنى است ، كه
هامش
( 1 ) - تأليف ابن الاثير ضياء الدين ابى الفتح نصر الله بن ابى المكرّم محمد بن محمّد بن عبد الواحد متوفّى به سال 637 ه . ( 2 ) - تأليف ابن ابى الاصبع متوفّى به سال 654 ه . ( 3 ) - المواعظ و الاعتبار تأليف مقريزى ، ج 7 ص 375 . ( 4 ) - البداية و النّهاية تأليف ابن كثير ، ج 13 ص 16 .