مىكرد . و شكّى نيست كه اين كار وظيفه يك دانشمند ، و استاد ، و مربّى فاضل است ، هرچند مكلّف به آن نباشد .
عصر علمى او :
1 - همانا اگر بخواهم به حيات علمى عصر ابن ابى الاصبع بپردازم ، سخن به درازا خواهد كشيد ؛ زيرا در اين روزگار آشوبها ، و درگيريها ، و جنگها ، و قحطيهايى وجود داشت كه در نهضت علمى ، و به ويژه ادب تأثير گذاشت ، ادب كشور مصر ، قبل از اين مرحله ، ادب فاطمى بود ، از آن جهت كه اديبان دولت فاطمى آماده خدمت به عقيده و مذهب شيعى خودشان شده بودند ، و چون آن حكومت پايان يافت ، و دولت ايّوبى روى كار آمد ، دولتمردان آن به زبان عربى و ادبيّات آن توجه نمودند ، و ايشان هرچند عرب نبودند ، ليكن از زبان عربى حمايت كردند ؛ زيرا آن زبان ، زبان دينشان بود ، و ايشان به حمايت و دفاع از دين خود مشهور بودند . و چون ايشان در مصر بيگانه بودند - از كمكخواهى و يارىجويى از وزيران ، و دانشمندان ، و قاضيان ، و شاعران عرب بىنياز نبودند ، و در نتيجه ايشان به ادبيات زبان خود اهتمام ورزيدند ؛ اهتمامى كه بر اهتمام مشرقيان « 6 » به زبان عربى در آن روزگار ، برترى يافت ، و جنبش علمى و آثار دانشمندان و نويسندگان بيشتر از دوره سابق بود ، و دانشمندان در هر فنّى نبوغ يافتند ، و عصر دولت ايّوبيان و مملوكيان پر از تأليفات و مؤلّفان بود ؛ زيرا هركس كه از ستيز با دشمنان اسلام با شمشيرش عاجز بود ، در برابر خود ميدان وسيعى مىيافت كه در آن براى بالا بردن موقعيت كشور خود با دانش و قلمش ، شركت جويد ، پس در اين روزگار تأليفات بسيارى به عرصه ظهور رسيد ، مانند : كتاب « منهج القاصدين فى فضائل الخلفاء الرّاشدين « 1 » » ، و كتاب « السول فى مناقب الرّسول « 2 » » و « مرآة الزمان فى تاريخ الاعيان « 3 » » ، و « الآداب النافعه « 4 » » ، و « منهج السّلوك فى سياسة الملوك « 5 » » ، و
هامش
( 6 ) مشرقيان يا مشارقه جمع « مشرقىّ » است و به كسانى اطلاق مىشود كه در شرق جزيرة العرب سكونت دارند . ر ك : المعجم الوسيط حرف شين .
( 1 ) - تأليف موثّق الدين المقدسى الحنبلى متوفّى به سال 620 ه .
( 2 ) - تأليف كمال الدين بن طلحه متوفّى به سال 654 ه .
( 3 ) - تأليف سبط بن الجوزى متوفّى به سال 654 ه .
( 4 ) - تأليف ابن شمس الخلافة الافضلى متوفى به سال 622 ه .
( 5 ) - تأليف ابى الفضائل عبد الرحمن بن عبد الله از دانشمندان قرن ششم .