كشتهشدگان در جنگ به غنيمت بردند ، و فديهء بسيارى از اسيران جنگى - كشورى بىنياز بود .
و چون زندگى اجتماعى در ارتباط قوىّ با زندگى اقتصادى است ، و براى جديّت در رعايت اختصار در تقسيمبندى و تعداد فصول ، ما را مىيابى كه در اينجا همانند اوضاع اجتماعى به اوضاع اقتصادى نيز مىپردازيم : همانا ايّوبيان به كشاورزى اهتمام ورزيدند ، قناتها را لاىروبى كردند ، و پلها زدند ، و وسايل آبيارى را سازمان دادند .
مقريزى براى ما درباره سلطان الكامل كه بيش از چهل سال بر مصر حكومت داشت ، نقل مىكند كه : « هرگاه آب رود نيل بالا مىگرفت ، خود او شخصا بيرون مىآمد ، و وضع پلها را بررسى مىكرد ، و بر هر پل اميرى از اميران را مىگمارد ، و مهندسان و رجال را براى ساختن پل گرد مىآورد . و هرگاه پلى از كار مىافتاد ، سرپرست آن را به شديدترين وجه به كيفر مىرساند ، پس سرزمين مصر در روزگار او به شكل روزافزونى آباد گشت » « 1 » .
همانطور كه ايشان قراردادهاى بازرگانى با اهل « البندقيّة » ، و غير ايشان « 2 » منعقد ساختند ، و مصر در تجارت و زراعت مقام بلندى يافت ، و واسطه تجارت ميان مشرقزمين و اروپا گرديد .
اين وضع در زمان دولت مملوكى تغيير نيافت ، جز اينكه ايشان قراردادهاى بازرگانى را گسترش دادند ، و برخى از صنايع مانند ريسندگى و بافندگى را وارد ساختند .
و ليكن همه اين اموال براى ارتش و تجهيزاتش ، و ساختن استحكامات ، و دژها ، و قلعهها صرف مىشد ، و پس از آن ، آنچه باقى مىماند در اصلاح امور داخلى به كار مىرفت .
2 - با وجود اين بسيارى اوقات كشور دچار بحرانهاى اقتصادى و تشنّجات اجتماعيى مىشد كه مىرفت آن را از پا درآورد : پس گرانى شدّت مىگرفت ، و بيمارى شيوع مىيافت ، و آب رود نيل كم مىشد ، و قيمتها بالا مىرفت ، و مرگومير زياد مىشد ، و گرسنگى مردم را به هلاكت مىرساند ، تكدّى بسيار مىشد ، و دستها به دزدى و غارت دراز مىگشت ، و رسيدگى به امر مردگان بيشترين كار زندگان بود ، مردم در روز روشن مرتكب كارهاى زشت مىشدند ، و فساد اخلاق شايع شد ، كالاها ربوده مىگشت ، و كشتهشدگان فراوان شدند ، درحالىكه انتقامى از خونشان گرفته نشد « 3 » ، مردم دست به خوردن يكديگر زدند « 4 » ، پس اهل مصر از ترس گرسنگى يا كشته شدن مجبور به كوچ شدند .
هامش
( 1 ) - السلوك ، ج 1 ص 260 .
( 2 ) - نگاه كن به : مصرفى العصور الوسطى ص 469 .
( 3 ) - نگاه كن به : السلوك تأليف مقريزى ، ج 1 ص 130 - 138 .
( 4 ) - السلوك ، ج 1 ص 456 .