تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
به سرّ بلاغت ، و اعجاز قرآن ، و اثر آن در جانها راه يابند ، و به زودى از هر كتابى كه نگارنده‌اش آن را به منظور بحثهاى قرآنى نگاشته سخن خواهم گفت ، ضمن اينكه بيان خواهم داشت تا چه اندازه اين بحث و آن تأليف در بررسى بلاغت قرآن مفيد بوده است ، تا اينكه ابن ابى الاصبع را در ميان اين نگارندگان بر مقام خودش جاى دهيم . و شايد نخستين كتابى كه ويژه بررسى قرآن تأليف شده باشد كتاب « مجاز القرآن » تأليف ابو عبيده معمر بن المثنّى ( متوفّى به سال 309 ه ) است . آن كتاب متضمّن كوششى براى تفسير غريب القرآن ، و بيان روش قرآن در تعبير و يا تعبيرات مجازى قرآن ، و بيان وجوه نظم آن است ، چنان نظمى كه مانندش در كلام عرب يافت نمىشود . ابو عبيده عقيده‌اش را در مورد بلاغت قرآن بيان نداشته ، و ليكن سخن از انواعى « 1 » از بلاغت قرآن به ميان آورده ، در حالى كه قصد نكرده اين انواعى را كه در مقام بيان آنها برآمده و برخى از آنها را نام برده ، به تفصيل و با تقسيم‌بندى بيان كند . و مىبينيم بارها مىگويد « مجازه كذا » ( مجازش چنين است ) و به استناد اين تعبير ملاحظه مىكنيم كه ابو عبيده ، در مقام بيان و پرده برداشتن از بلاغت يا بديع قرآن يا زيبايى اسلوب آن نبوده ، همان‌طور كه ممكن است از معناى اين عبارت فهميده شود ، بلكه همه اهتمامش مصروف شناخت حقيقت و مجاز الفاظ قرآن ، و مقايسه آن با تعبيرات مشابهش در ادبيّات عربى بوده است . و اين همان چيزى است كه موجب شده كتاب وى بحقّ هسته اول بحثهاى بيانى شمرده شود ، هرچند در مورد بحثهاى لغوى به اندازه‌اى نه اندك ، مفيد بوده است .

- 2 -

« تأويل مشكل القرآن » تأليف ابو محمّد بن عبد اللّه بن مسلم بن قتيبه ( متوفّى به سال 276 ) ، كه ابن قتيبه آن را در ردّ بر منكران بلاغت قرآن - از فرقه معتزله ، و ملحدان ، و كسانى كه در جست‌وجوى فتنه و در پى تأويل قرآن ، از آيات متشابه پيروى كرده‌اند - به رشته تحرير آورد ، و در آن ، معانى دشوار را توضيح داد ، و الفاظ و عبارات مشكل را كه ادّعا شده نظم قرآن به واسطه آنها مختل گرديده تفسير كرد ، منظور ابن قتيبه از بلاغت يا بديع قرآن تركيب صحيحى است كه طمع
هامش
( 1 ) - وى از تكرار به منظور تأكيد ، در آيه« فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ »( سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 196 ) ، و در قول خداوند :« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ »سورة يوسف ؛ 12 ، 4 ، و از تقديم در آيه« فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ »سوره حجّ ؛ 22 ، آيه 5 ، و از كنايه در آيه« فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ »سورة الشعراء ؛ 26 ، آيه 4 ، و از التفات ، و حذف به سبب دلالت مجازى ، سخن گفته است ، ( نگاه كن به : « مقدّمه مجاز القرآن ابو عبيده ) .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 48 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري