تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
به ميان مىآورد ، و انواع بديع آن را توضيح مىدهد ، و مىگويد : « همه اينها ، تأمل در آيه از نظر بلاغت است ، و امّا تأمّل در آن از نظر فصاحت معنوى ، همان‌طور است كه مىبينى : تنظيم معانى ظريف و بيان آنها خلاصه است » و نه تعقيدى وجود دارد كه فكر را در جست‌وجوى مقصود به اشتباه بيندازد ، و نه پيچ و خمى است كه راه را بر سالك خاردار كند ، بلكه هرگاه خود را هنگام شنيدن آن آيه مورد آزمايش قرار دهى ، مىبينى الفاظش بر معانى و معانيش بر الفاظ آن پيشى مىجويد ، هيچ لفظى به گوشت نمىرسد مگر آنكه معنايش به قلب تو شتابنده‌تر است . امّا تأمّل در آيه ، از نظر فصاحت لفظى : پس الفاظ آن الفاظى است عربى ، و متداول ، و جارى براساس قوانين زبان ، و سالم از ناهماهنگى ، و دور از زشتى است ، و چه باشكوه است تنزيل آسمانى ! ؛ هيچ متفكّرى در آيه‌اى از آياتش تأمّل نمىكند مگر آن كه بر نكته‌هايى واقف مىشود كه به حصر درنمىآيد ، و گمان مبر كه نكته‌هاى اين آيه منحصر در آن است كه من گفتم آنچه نگفتم بيشتر است از آنچه گفتم ؛ زيرا غرض تنها ارشاد به چگونگى چيدن ميوه‌هاى معانى و بيان بود . و همين آيه را خود ابن ابى الاصبع بيان داشته ، و تعدادى از انواع بديع آن را كه از بيست نوع كمتر نيست ، استخراج نموده است . ( ه ) سپس مىبينيم ، « الآمدى ، سيف الدين ابو الحسن علىّ بن على الثّعلبى » كه از دانشمندان قرن هفتم هجرى است ، از بلاغت قرآن سخن مىگويد ، و ليكن براى اين منظور كتابى اختصاص نداده ، بلكه عقائد پيشينيان را جمع‌آورى نموده ، و درباره نظم و اسلوب قرآن سخن گفته است « 1 » .

دوم : كتابهاى ويژه بحثهاى قرآنى

- 1 -

بعد از آنكه به عقايد پراكنده دانشمندان در لابلاى كتابها ، دربارهء بلاغت و بديع قرآن اشاره كردم ، اكنون سخن از دانشمندانى به ميان مىآورم كه به بحثهاى قرآنى كتابهايى اختصاص داده‌اند ، و نتوانستم بگويم « كتابى مخصوص بلاغت يا بديع قرآن » : زيرا به كتابى پيش از عصر ابن ابى الاصبع دست نيافته‌ام كه نگارنده‌اش آن را به بررسى انواع بديع قرآن اختصاص داده باشد ، و همانا برخى از مردم ( اديبان ) متوجّه بحثهاى قرآنيى از قبيل مفردات ، و غريب ، و مجاز ، و معانى ، و نظم ، و اعجاز ، شدند ، كه غرض اصلى ايشان از اين بررسيها ، بيان اثر قرآن در ذوق عرب ، و كشف ويژگيهاى اسلوب قرآن از نظر مفردات لغوى ، و نظم ، و روشهاى تعبير است ، تا به اين وسيله ،
هامش
( 1 ) - نگاه كن به مقدمه تفسير الآلوسى ، ج 1 ص 25 ، چاپ مصر .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 47 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري