مىگويد : « كاش مىدانستم چه فرقى است ميان اينكه خداوند دو صورت را خلق كند كه يكى از آن دو زيباتر و پاكيزهتر از ديگرى باشد و اينكه دو كلامى بيافريند كه يكى بليغتر و فصيحتر از ديگرى باشد » .
( د ) آنگاه بار ديگر بررسى بلاغت و بديع قرآن به دست سكّاكى متوفّى به سال 626 ه به روشنى و وضوح بازمىگردد ، زيرا وى معتقد است كه قرآن با نظم ، و اسلوب ، و فصاحت الفاظ و معانى ، و صحّت كلماتش ، بليغ است . او را موارد بديع قرآن ، و زيبايى تعبيرات ، و فنون بلاغتش ، به اين نتيجه مىرساند .
وى علوم بلاغت را به مثل تقسيمبندى سهگانهاى كه ما اكنون مىشناسيم ، تقسيم نموده ، و به آنها صورت قواعد بخشيده ، و آنها را باببندى كرده است ، بهطورىكه وى پيشواى متأخّران از خود ، شمرده مىشود . و در اين ميان بحث بلاغت قرآن را پيش كشيده جايى كه بنقل از صاحب « الاتقان » مىگويد « بدانكه اعجاز قرآن قابل درك و غير قابل وصف است ، همانند اعتدال وزن ( شعر ) كه درك مىشود و قابل وصف نيست « 4 » ، و همانطور كه پاكيزگى آهنگى كه بر صدا « 5 » عارض مىگردد درك مىشود ، و تحصيل آن براى غير صاحبان ذوق سليم جز با مهارت در علم معانى و بيان و ممارست در آن دو علم ميسّر نيست « 6 » » « 1 » .
شكى نيست كه بر اين نصّ ، روح فلسفى و تفكّر منطقى - كه سكّاكى نخستين كسى به شمار مىآيد كه رنگ آن را به علوم بلاغت داده - حاكم است ، همانطور كه از آن فهميده مىشود كه بلاغت قرآن موضوعى است كه هيچكس آن را جز با فهم بلاغت الفاظ و معانى و روشهاى بيان آنها درك نمىكند ، و فهم بلاغت هم با تجديد نظر در علم معانى و بيان و استحكام بخشيدن به آنها ممكن است ، و نيز مىبينى كه وى در كتابش « 2 » سخن از قول خداى تعالى
« وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
« 3 »
هامش
( 4 ) در « الاتقان » ج 4 ص 12 اضافه دارد : « و كالملاحة » .
( 5 ) در همان مرجع به جاى « للصوت » عبارت « لهذا الصّوت » نقل شده است .
( 1 ) - الاتقان ، چاپ « المطبعة الازهريّة ، ج 2 ص 120 .
( 6 ) عبارت مفتاح العلوم ص 196 چنين است : « و اعلم ان شأن الاعجاز عجيب يدرك و لا يمكن وصفه كاستقامة الوزن تدرك و لا يمكن و صفها و كالملاحة ، و مدرك الاعجاز عندى هو الذوق ليس الّا ، و طريق اكتساب الذوق طول خدمة هذين العلمين . . .
چنان كه ملاحظه مىشود قسمت اخير عبارت مفتاح العلوم با عبارت منقول در الاتقان متفاوت است .
( 2 ) - مفتاح العلوم ص 223 - 224 .
( 3 ) - سورة هود ؛ 11 آيه 44 .