تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
به ميان آورده است . همان گونه كه هيچ انسانى نمىتواند خدمت ابن قتيبه را در مورد استخراج انواع مجاز قرآن ، و باب‌بندى آن به صورت مفصل - سالها پيش از آنكه ابن المعتزّ كتاب بديعش را به سال 274 به نگارش آورد - از ياد ببرد .

- 3 -

با بلاغت قرآن به قرن چهارم منتقل مىشويم ، و درمىيابيم كه عقيده دانشمندان دربارهء آن دگرگون نشده ، و آنچه آورده‌اند تكرار گذشته شمرده مىشود مگر - خدايا ! - در موارد خيلى نادرى كه در مباحث آينده براى ما روشن خواهد شد . پس درمىيابيم كه ابو عبد اللّه محمّد بن يزيد الواسطى ( متوفّى به سال 306 ) كتابى در اعجاز بيانى قرآن تأليف نموده است ، و روح اين تفكّر بر كتابهاى ( آن عصر ) حاكم بوده ، و مباحث آنها را توجيه مىكرده است ، و جاى خود را در مباحث نقدى گاهى به عنوان « هدف » و گاهى به عنوان نتيجه بحث مىگرفته است « 1 » ، و لذا كتابهايى جداگانه به نام « اعجاز » به ظهور رسيد ، كه در اين بررسى ، يا در مقام كشف بلاغت قرآن برآمده و يا بر آن متّكى شده است ، پس واسطى برطبق نظريه كسى كه مىگويد : بلاغت اصل اعجاز قرآن است ، حركت كرد . ليكن من به كتاب وى دست نيافتم ، و نفهميدم استاد رافعى « 2 » ، از كجا درباره او رأى داده كه وى نخستين كسى است كه بحث در بلاغت قرآن را تجديد نموده ، و دربارهء آن كتاب نگاشته با علم به اينكه اثرى از تأليف وى در دست نيست .

- 4 -

رمّانى ابو الحسن علىّ بن عيسى ( متوفّى به سال 374 ه ) در كتاب « النّكت فى اعجاز القرآن » اش ، معتقد است كه يكى از وجوه اعجاز قرآن بلاغت آن است ، و بلاغت را به سه درجه تقسيم نموده است : 1 - بلاغتى كه در عالىترين درجه است ، 2 - بلاغتى كه در پايين‌ترين درجه مىباشد ، 3 - درجه‌اى كه متوسّط ميان درجه اعلا و ادنى مىباشد ، بلاغتى كه در اعلا درجه قرار دارد ، معجزه است ، و آن بلاغت قرآن مىباشد و بلاغتى كه پس از درجه اعلاست ، امرى ممكن است ، مانند
هامش
( 1 ) - اثر القرآن فى تطوّر النقد ص 14 . ( 2 ) - تاريخ آداب العرب ، ج 2 ص 145 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 50 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري