تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بودم ، همان‌طور كه عموى فاضل و دانش‌پژوهم مىگفت ، من هم مىگفتم كه اسلوب قرآن معجز نيست ، و نه از نشانه‌هاى پيامبرى است ؛ زيرا ( آوردن ) مثل قرآن در توانايى مردم هست ، و ليكن وقتى سعى كردم ، مثل قرآن را بياورم ، و بر مدلول كلمات قرآن واقف شدم ، دانستم كه پيروان قرآن در آنچه ادّعا مىكنند ، برحق هستند ، زيرا من از كتابى كه همچون قرآن مردم را به خوبى امر و از بدى نهى كند اطّلاع نيافتم . پس در صورتى كه شخصى براى ما كتابى بياورد كه همان خصوصيّات قرآن را داشته ، و دلها را الهام‌بخش اين زيبايى و آن دلربايى ( قرآن ) باشد و چنين موفقيّتى به دست آورد ، و درعين‌حال آورنده آن درس نخوانده ، و دو فنّ كتابت و بلاغت را نياموخته باشد - پس اين كتاب بدون شكّ از نشانه‌هاى پيامبرى است . ابن ربّن ، در اين نصّ ، بلاغت قرآن ، و زيبايى اسلوب و الفاظ ، و دلربايى معانيش را اثبات مىكند ، و همه اينها را با وجود « امّى » ( درس ناخوانده ) بودن پيامبر ، دليل راستين رسالت او ، و زبونى عرب و غير عرب از آوردن مثل آن ، مىداند ، و ليكن با وجودى كه وى بلاغت قرآن را بىقيد و شرط بيان داشته ، معناى بلاغت و انواع بديع آن را مشخّص نكرده است . سپس سخن درباره بلاغت قرآن و بديع آن ، نزد اديبان گسترش مىيابد ، و شكل ديگرى روشن‌تر و آشكارتر به خود مىگيرد به دست : ( ب ) - ابو هلال عسكرى ( متوفّى به سال 395 ه ) ، در كتاب « الصناعتين » اش ؛ وى هرچند كتابى را به بررسى بلاغت قرآن اختصاص نداده ، ليكن شناخت بلاغت و مباحث آن را لازم دانسته است ، به دليل اينكه آن تنها راهى است كه به شناخت بلاغت و اعجاز قرآن مىرساند . او مىگويد « 1 » : « بدان - خداوند تو را خير بياموزد - كه سزاوارترين علوم به يادگيرى ، و شايسته‌ترين آنها به حفظ و نگهدارى ، پس از شناخت خداى - جلّ ثناؤه ( كه ستايش او بزرگ است ) - علم بلاغت و معرفت فصاحت است كه به آن اعجاز كتاب خداى تعالى - شناخته مىشود . به استناد اين نصّ ، ابو هلال عسكرى آموختن بلاغت را واجب مىگرداند تا دانش‌پژوه را به شناخت بلاغت قرآن و بديع آن برساند ، سپس بر صحّت آن مطلب تأكيد مىكند ، و مىگويد : « همانا ما دانسته‌ايم كه آدمى هرگاه از علم بلاغت غفلت ورزد ، و به معرفت فصاحت نقصانى وارد آورد ، اعجاز قرآن را از نظر ويژگيهاى بيانيى كه خداوندش بخشيده ، بازنمىشناسد ؛ ويژگيهايى چون : حسن تأليف ( اجزاى كلام ) ، و مهارت در تركيب ، و ايجاز بديعى كه خداوندش عطا نموده ، و اختصار ظريف ، و شيرينى و زيباييى كه در آن آفريده ؛ همراه با آسانى ، و استحكام ، و دلنشينى ، و
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : مقدّمه « الصّناعتين » او ، ص 1 و دنباله آن .