تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
گرفت ، و آن عبارت است از بيان اين كه قرآن مشتمل بر انواع بديعى است كه « بيان و بديع » ناميده مىشود . امام « ابن عطيّه » در تفسير موسوم به « الجامع المحرّر » خود ، روش زمخشرى را در كشّاف ، پيش گرفته ، و ليكن نه يادى از انواع بديع نموده ، و نه سخنى از آن به ميان آورده است ؛ بلكه بلاغت قرآن را اثبات مىنمايد ، و معتقد است كه قوم عرب از احاطه به همه الفاظ ، و موارد استعمال آنها عاجزند ، و به همين سبب نتوانستند با قرآن به مقابله برخيزند ؛ و معتقد است كه بلاغت قرآن بر پايه نظم بديع ، و معانى جالب ، و الفاظ هماهنگ آن استوار است ، و اينكه ما بلاغت قرآن را درك نمىكنيم مربوط به ناتوانى و عجز ما از فهم نكات بلاغى قرآن است ؛ زيرا نادانى ، و فراموشى ، و غفلت بر مردم حاكم است ، و لذا نمىتوانند بر بلاغى كه در قرآن آمده احاطه يابند « 1 » .

( 3 ) اديبان :

هنگامى كه دستگاه خلافت امويان فروريخت ، و بر ويرانه‌هاى آن ، خلافت عباسيان بنا نهاده شد ، و آميزش عرب با عجم رو به فزونى نهاد ، و مردم ، رفته‌رفته ، از كتابهاى اقوام ديگر از فارسى و عجمى اطّلاع يافتند ، نتيجه آن به كار افتادن عقلها ، و آزادى تفكّر از هر قيدوبندى جز اجتهاد عقلى بود ، پس در قرن دوم شاعران و اديبانى روى كار آمدند كه قرآن را مورد بررسى قرار مىدادند ، و دربارهء آن كتاب ، مىنگاشتند ، مقصودم از اديبان رجالى هستند كه در كنار بحثهاى ادبى خود ، بحثهاى قرآنى و دينى دارند ، و فرق ميان بحثهاى ادبى و قرآنى اين است كه اوّلى روش ادبى ، و شكوه خيال بر آن غلبه دارد ، اديبان با بررسيهاى خود دربارهء قرآن ، جنبه‌هاى فنّ و جمال فنّى قرآن را پيش گرفتند ، تا بتوانند پرده از بلاغت و بديع آن بردارند ، پس شروع كردند ، قرآن را از نظر لفظ ، و معنى ، و اسلوب و نظم ، مقرون به شعر و نثر خود گردانند . و در نتيجه ، در قرن سوم هجرى گروهى اديب و شاعر روى كار آمدند ، و شروع كردند قرآن را مورد بررسى و نقد قرار دهند ، و از نظم و اسلوب آن تقليد كنند ، و ليكن كار ايشان نافرجام ماند ، و به شكست گرفتار آمدند ، و يقين كردند كه قرآن در اوج قلّهء بلاغت و فصاحت قرار دارد . ( الف ) - همانا اعتقاد به بلاغت قرآن و شكوه بديع آن ، همراه هدف اصلاحيش نزد نويسنده بزرگ ، و اديب فاضل علىّ بن ربّن طبرى ظهور يافت . جايى كه مىگويد « 2 » : « هنگامى كه مسيحى
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : الاتقان سيوطى ، ج 2 ص 119 ، و مجلّة المجمع العلمى العراقى سال 1954 ص 104 به نقل از تفسير مؤلف ، 408 . ( 2 ) - ادب الدين و الدولة ص 44 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 43 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري