تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
درك اسرار قرآن و ابراز نكته‌هاى آن كه حاوى قسمتى از اسرار زيبايى و جنبه‌هاى بيانى آن است نبودند ، در اين مرحله لغويان و نحويان كه در آينده از آنان سخن خواهيم گفت ، توانستند اين‌بار را به دوش بكشند ، و تفسيرهايى كه از قرن دوم و سوم هجرى در دست داريم ، و پر از نظريّات ايشان است ، بهترين دليل بر صدق گفتار ماست « 1 » . و كم اتّفاق مىافتد كه محقّقى به كتابى دست يابد كه در قرن دوّم نوشته شده باشد ، مگر اينكه نام آن حاكى آن مطلب است و مگر اينكه با اسمهايى نظير مجاز القرآن ، و معانى القرآن ، و متشابه القرآن ، و مشكل القرآن مواجه مىشود . و به زودى عقيده برخى مفسّرانى كه در مقام بررسى بلاغت قرآن برآمده‌اند به صورت خلاصه ، و نه بر روش حصر و استقصا بلكه بر سبيل مثال بيان مىكنيم : 1 - يكى از آنان ، فرّاء ( متوفّى در سال 207 ه ) است ، در حقيقت فرّاء ، اگرچه مفسّر بوده ، و ليكن كار او دنباله كار ابو عبيده ، در كتاب مجاز القرآن محسوب مىشود ، زيرا تفسير او « معانى القرآن » از نظر لغوى مكمّل « مجاز القرآن » است . زيرا « معانى القرآن » اگرچه درباره تركيبها و اعراب بحث مىكند ، و مجاز القرآن دربارهء غريب و مجاز ، امّا موضوع بحث غريب و مجاز هم ، اسلوب و تراكيب كلام است . بررسيهاى فرّاء بيشتر نشان بحثهاى نحوى را دارد ، و اين امرى طبيعى است ؛ زيرا وى پيشواى مكتب نحو كوفى است ، همان‌طور كه وى اسلوب را فراموش نكرده و با وجود همه اين احوال ، بررسى فنّ بيان را از ياد نبرده است . و سخن از برخى انواع بديعى در قرآن به ميان آورده ، و وجود آنها را در قرآن ، با بيان شواهد و امثله قرآنى ثابت نموده است ، و سخن از كناية ، و تشبيه ، و مجاز ، و استعاره - هرچند صريحا از استعاره نام نبرده امّا تفسير وى معناى آن را آشكار مىسازد - ، و سخن از التفات به ميان آورده است . همان‌طور كه وى آهنگ الفاظ قرآن ، و نظم ، و وزن آن ، و اثر هريك از آنها را در روح شنوندگان از ياد نبرده ، و اين معنى را كه قرآن با الفاظ و اسلوب كلامى ، وجدان ايشان را برمىانگيزد و نفوسشان را تكان مىدهد ، فراموش نكرده است . و اين خصوصيّتى است كه به سبب آن از ابو عبيدة تميز داده شده است . ب - آنگاه روزگار به پيش مىرود ، و تفسير تكامل مىيابد ، و به دست ابن جرير طبرى ( متوفّى به سال 310 ه ) ، از مرحله تفسير لغوى به مرحله شرح و تأويل منتقل مىشود . او كسى است كه بحث پيرامون بلاغت قرآن را به مجالى گسترده‌تر از آن مجالى كه نزد فرّاء داشت منتقل
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : مقدّمه شرح المفصّل تأليف الزّمخشرى ، ج 1 ص 8 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 41 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري