نموده آنجا كه مىگويد « 1 » : « و از شريفترين آن معانى كه به سبب آنها كتاب ما ، بر ساير كتابهاى پيش از آن برترى دارد نظم عجيب ، و وصف غريب ، و تركيب بديع آن است كه سخنوران از ساختن مثل كوچكترين سورهاش عاجز ، و دانشمندان از وصف تركيبش درمانده گشتند ؛ و شاعران در كيفيّت تأليف اجزايش سرگردان شدند . » و همانا از اين نصّ مىفهميم طبرى نظريّه « بلاغت قرآن » را تثبيت مىنمايد ، و بلاغت قرآن را به نظم بديع ، و تأليف غريبش مىداند ؛ تأليفى كه عرب را به عجز واداشت ؛ بااينكه قرآن به لغت آنان ، و الفاظش مانند الفاظشان بود . آنگاه برخى از انواع بديعى را كه منجر به تفاوت ميان قرآن كريم ، و كلام عرب گرديد ، و برخى از آنها كه در كلام عرب آمده ؛ مانند : تقديم ، و تأخير ، و استعاره ، و ايجاز ، و اطناب را ياد كرده است .
طبرى پايهگذار تحقيقات فن بلاغت به طور كلّى براى مفسّران ، و به ويژه براى زمخشرى ( متوفّى به سال 538 ه ) به حساب مىآيد . هرچند وى تا اندازهاى هم تحت تأثير عبد القاهر جرجانى قرار گرفته است . وى كتاب خاصّى در بلاغت قرآن تأليف نكرده ، و ليكن آن را با روش عملى ديگرى بررسى نمود كه عبارت است از : تفسير قرآن به سبك علماى بلاغت ، زيرا وى بيان قرآنى را مورد بحث قرار مىدهد ، و فنون بيانى را عملا با آيات قرآن منطبق مىگرداند ؛ زيرا در مقدّمه كتابش مىگويد « 2 » : « همانا براى درك معجزه پيامبر خدا ( ص ) و شناخت لطايف برهانش از علم معانى و بيان ناگزيريم » در اين نص مىبينيم كه بر خلاف شناختى كه مفسّران پيشين داشتند ، علم بلاغت صورت تازهاى يافته ، و بر هر دو فنّ بيان و معانى اطلاق شده است . وى با اظهار اين نظر با جرجانى همعقيده است ؛ زيرا بلاغت قرآن را مربوط به معانى و اسلوب ، قرار مىدهد . او ، اعتقاد داشته كه خداوند ، قوم عرب را به بيشترين نصيب از سحر بيان اختصاص داد ، و ايشان بر انواع گوناگون كلام تسلّط يافتند . و گويى خداوند بيان عربى را زنده كرد ، و آن را بر زبان محمّد - صلوات اللّه و سلامه عليه - افكند . و او را با كتابى پشتيبانى نمود كه بيانش درخشنده ، و برهانش قاطع است ، و روش بيان اعجاز و بديع قرآن عبارت است از علم تفسيرى كه آدمى جز از طريق دو علم بيان و معانى به آن نمىرسد . و در كنار آن ، وى عقيده داشته كه انسان بايد داراى ذوقى در تفكّر ، و سلامتى در ادراك ، و بصيرتى به اساليب نظم و نثر باشد ، و احاطه وسيع به شناخت انواع بديع و مسائل آن - مانند تقديم و تأخير ، و ذكر و حذف و استعاره و كنايه ، و مجاز - داشته باشد . و شناخت اين همه اثر بزرگى در علم تفسير دارد . وى ( زمخشرى ) در تفسير خود ، راه فنّ بلاغت را مىپيمايد ، و لذا تفسيرش به اين خصوصيّت ممتاز است . و بلاغت قرآن به دست او شكل تازهاى به خود
هامش
( 1 ) - جامع البيان فى تفسير القرآن ، ج 1 ص 15 .
( 2 ) - الكشاف ، ج 1 ص 3 .