اشعار شاهد باب نود و چهارم ؛ نزاهت :
ص 343 « لو أنّ تغلب . . . » ص 292 متن .
اگر طايفه تغلب روز سرافرازى و تفاخر همه حسب و نسب خود را جمع مىكرد به اندازه مثقالى ارزش نمىداشت .
ص 344 « فغضّ الطّرف . . . » ص 292 متن .
از انتساب خود به طايفه نمير چشم بپوش ، كه نه به مرتب طايفه كعب و نه به درجه طايفه كلاب مىرسى .
ص 344 « فظلت كانّى . . . » ص 292 متن .
گويا من سپر دفع نيزهها شدهام و به حمايت از پسران جرم با نيزه زدوخورد مىكنم درحالىكه ايشان پا به فرار گذاشتند .
ص 344 « و قد علمت . . . » ص 293 متن .
همانا دو همسرت دانستهاند كه تو بازمىگردى و براى ايشان دربارهء لشكريان آنان ( از هر چرا - گاهى « 1 » ) خبر مىدهى .
ص 344 « مودّة ذهب . . . » ص 293 متن .
مودّتى كه طلا و ميوههاى آن مطلّاست ، و همّتى كه جوهر است و نيكوييش عرض است .
ص 344 « بنى لهيعة . . . » ص 293 متن .
( 1 ) اى بنى لهيعه ، مرا با شما چه كار است و حال آنكه در سرزمينها ، جاهايى وسيع براى مهاجرت وجود دارد ؟ ( 2 ) سرسختى و لجاجتى كه دربارهء شما دارم همانندى ندارد جز لجاجت و اصرار شما بر اينكه از قوم عرب هستيد .
اشعار شاهد باب نود و ششم ؛ افتنان :
ص 346 « احبّك يا ظلوم . . . » ص 296 متن .
( 1 ) اى ظلوم ! دوستت دارم و تو نسبت به من همانند روح نسبت به جسم شخص ترسويى . ( 2 ) هر چند با گفتن اينكه تو جاى روح منى ، بر تو از تبادل ضربات نيزه بيمناكم .
ص 346 « إن تغدفى دونى . . . » ص 296 متن .
هامش
( 1 ) - عبارت ميان دو كمان ترجمه « كل مرتع » است ، بجاى آن در ديوان اوس بن حجر ص 62 « كل مربع » ضبط شده است ، و مربع به معناى اقامتگاه بهارى است .