تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

اشعار شاهد باب هشتادم ؛ تدبيج :

ص 307 « زياد بن عين . . . » ص 243 متن زياد بن عين چشمش زير ابرويش و دندانهاى پيشين سفيدش زير سبلت سبزش قرار گرفته است . ص 308 « لها ذنب . . . » ص 245 متن . مر آن اسب را دمى مانند دامن عروس است كه با آن فرجش را از پشت مسدود مىكند .

شعر شاهد باب هشتاد و دوم ؛ استقصا :

ص 310 « كالقسىّ المعطّفات . . . » ص 248 متن . . . . همانند كمانهاى خم شده ؛ بلكه مانند تيرهاى تراشيده ؛ و بلكه مانند زههاست .

شعر شاهد باب هشتاد و ششم ؛ تشكيك :

ص 333 « داينت أروى . . . » ص 279 متن . من به « اروى » قرض دادم ، و درحالىكه بايد قرضها پرداخت شود ، او برخى را بازپرداخت ، و پرداخت برخى را به تعويق انداخت .

شعر شاهد باب هشتاد و هفتم ؛ انحراف و انتقال :

ص 335 « و ليس يصحّ . . . » ص 282 متن . و هرگاه روز روشن نيازمند برهان باشد ، صحّت هيچ‌چيز در ذهنها استقرار نمىيابد .

اشعار شاهد باب نود و يكم ؛ . . .

ص 339 « جاء الشّتاء . . . » ص 286 متن . ( 1 ) زمستان آمد ، و در مقابل آن جز لرزه اندام و بر هم زدن دندانها مرا تجهيزاتى نيست ( 2 ) پس اگر هلاك شوم سرورم مرا كفن خواهد كرد فرض كن هلاك شده‌ام ، پس قسمتى از كفنهايم را به من ببخش .

اشعار شاهد باب نود و دوم ؛ فرائد :

ص 446 « أجيرتنا بالغور . . . » ص 288 متن .