از دست تو رفته است . ( 2 ) يا اگر گفت افتاده ، تصديق كن افتاده ، و ليكن نزد او افتاده و بهترين جايگاه را يافته است .
اشعار شاهد باب صد و سوم ؛ حصر جزئى و الحاق آن به كلّى
ص 364 « إليك طوى . . . » ص 317 متن .
( 1 ) بسوى تو در نور ديد پهنه زمين را آنكس كه هدف شتران راهوار را ديدن آن قصر قرار داد ( 2 ) من همراه با اراده و شمشيرم و تاريكى مانند ستارگان نسر ( واقع « 1 » ) دور هم جمع شده بوديم پس با آرزوهايم بسوى ملكى رهسپار شدم كه وجود او مساوى وجود مردم و خانه او دنيا و روز ديدارش روزگار است .
ص 365 « و ليس للّه . . . » ص 318 متن .
و مر ذات خداوند را امرى ناشناخته نيست كه جهان را در تنى گرد آورد .
اشعار شاهد باب صد و چهارم ؛ مقارنه :
ص 366 « و كنت إذا . . . » ص 319 متن .
( 1 ) و هرگاه از در ملايمت و رضايت از تو بخواهند فرودآيى ، همچون فرودآمدن باران در سرزمين خشك فرودمىآيى ، ( 2 ) و اگر دشمنان روزى خشم تو را برانگيزند همچون آتشى كه در هيزم انبوه و خشك بيفتد شعلهور مىشوى .
ص 368 « لدن غدوة . . . » ص 320 متن .
. . . در وقت بامدادان تا اينكه جدا ساختيم هنگام شامگاهان درحالىكه نيمى از خورشيد مرده و نيمى ديگر به شدّت بيمار بود .
اشعار شاهد باب صد و پنجم ؛ رمز و ايماء :
ص 368 « فاحكم كحكم . . . » ص 322 متن .
( 1 ) پس حكم كن چنان كه ( زرقاء اليمامه ) زن جوان قبيله حكم كرد هنگامى كه به كبوتران ( شتابان ) « 2 » كه وارد آبشخوار مىشدند نظر افكند ( 2 ) آن كبوتران را دو طرف بلند كوه احاطه كرده بود و او
هامش
( 1 ) - « نسر واقع » يكى از مجموعههاى ستارگان است كه از سه ستاره تشكيل شده است ر ك : فرهنگ اصطلاحات نجومى ص 792 .
( 2 ) - « شتابان » ترجمه « سراعا » است و آن وجه مضبوط در بديع القرآن مىباشد و سراع به ضم اول مفرد و به معناى سريع و سراع به كسر اول جمع سريع و هر دو مناسب با سياق است . در ديوان و شرح شواهد المغنى ( ص 78 ) شراعا ضبط شده و آن به معناى : « تناولكنندگان آب است » .