ص 258 « إذا نزل . . . » ص 179 متن .
هرگاه آسمان ( باران آسمان ) به سرزمين قومى فرودآيد ، ما آسمان ( گياه روييده به سبب باران آسمان ) را مىچرانيم ، هرچند آن قوم خشمناك باشند .
اشعار شاهد باب شصت و هفتم ؛ ايجاز :
ص 261 « علفتها تبنا . . . « 1 » » ص 182 متن .
چون همزمان ورودم بار را از آن شتر فرونهادم ، كاهش دادم و آب سردش نوشانيدم .
ص 261 « و رأيت زوجك . . . » ص 183 متن .
و همسرت را در گيرودار جنگ ديدم شمشيرى حمايل كرده و نيزهاى بر ركاب دارد .
ص 262 « جزى اللّه . . . » ص 185 .
( 1 ) خداى از جانب ما جعفر را پاداش دهد ؛ هنگامى كه در ميان سالكان كفش ما لغزيده شد و ما را لغزانيد « 2 » ( 2 ) ايشان از ما به خود خستگى راه ندادند ، و اگر مادر ما از دست ما آن مىديد كه ايشان ديدند ، از ما رنجيده مىشد . ( 3 ) آنان جانهايشان را با ما درآميختند ، و در اطاقهايى كه ما را گرم كرد ، و بر ما سايه افكند ، پناهمان دادند .
ص 265 « شجو حسّاده . . . » ص 187 متن .
موجب اندوه حاسدان و خشم دشمنان اوست كه بينندهاى ( فضايل ) او را ببيند ، و شنوندهاى بشنود .
ص 265 « و لو شئت . . . » ص 188 متن .
و اگر اراده مىكردم بر او خون بگريم خون مىگريستم ، و ليكن فضاى شكيبايى گستردهتر است .
ص 266 « قد طلبنا . . . » ص 188 متن .
همانا براى تو در سرورى و مجد و بزرگوارى ، همانندى را جستوجو كرديم ، و براى تو همانند نيافتيم .
اشعار شاهد باب شصت و نهم ؛ حسن پيروى :
ص 276 « فازورّ من وقع . . . » ص 202 متن .
پس ( آن اسب ) به سبب ضربت نيزهها بر سينهاش روى برتافت ، و با گريه و شيهه كشيدن نزد من
هامش
( 1 ) - مصراع اول آن بيت در پاورقى ش 2 همان صفحه نقل شده است .
( 2 ) - معناى بخش دوم بيت اول « حين ازلقت . . . فزلّت » بر مترجم كاملا معلوم نشد ولى ظاهرا مقصود شاعر اين است كه آن هنگام كه ما نيازمند كمك بوديم ، طايفه بنى جعفر ما را كمك رساندند .