تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
داشتند كه اگر موضوع « صرفه « 9 » » نباشد ، مردم مىتوانند مثل قرآن ، و بهتر از آن را از نظر نظم « 1 » كلام بياورند . سردسته كسانى كه چنان معتقد بودند ، و اصل بن عطاء البصرى ( متوفّى 131 ه ) « 2 » بود ، پس از وى شاگردش ، ابراهيم بن سيّار النّظام البصرى ( متوفّى به سال 220 ه و اندى ) « 3 » از او تبعيّت نمود ، درحالىكه آنان درصدد ساختن و پرداختن به مطلبى بودند كه به گمانشان ، تفكّر آزاد و روشهاى فلسفى بود « 4 » . گروهى از شاگردان نظام با اين عقيده به مخالفت برخاستند ، كه سردسته آنان جاحظ ( متوفّى به سال 255 ه ) بود كه يكى از اديبان بزرگ فرقه معتزله و يكى از پيشوايان علم بيان است . وى كتابى درباره نظم و اسلوب قرآن « 5 » نگاشت كه منظور از آن ردّ قول كسانى است كه معتقدند آوردن مثل قرآن در توانايى بشر هست ، و ليكن خداوند اراده آنان را از اين كار بازداشته است ، و اثبات اين مطلب است كه قرآن به سبب نظم و اسلوب ، و تأليف شيوا ، و تركيب بديعش معجزه است ، و از آن رو در وصف بيان قرآن استدلال مىكند « 6 » كه : و در كتاب نازل شده ( آسمانى ) چيزى كه ما را به صدق آن دلالت مىكند ، نظم بديع آن است ، كه بندگان توان گفتن مثل آن را ندارند . همان‌طور كه وى متوجّه اين نكته نيز شده كه الفاظ قرآن را امتيازى است علاوه بر آنچه از نظر نظم پيش از اين گفته شد ، و آن عبارت است از آوردن الفاظ متقارن ، و همراه با هم ، كه گويى از يكديگر جدا نمىشوند مانند : الفاظ ، صلاة و زكات ، و جوع و خوف ، جنّت و نار ، رغبت و رهبت ، مهاجرين و انصار ، و جنّ و انس « 7 » . كار جاحظ با تأليف كتابى دربارهء نظم قرآن و بيان عقيده‌اش در بلاغت آن متوقّف نشده ، بلكه او دربارهء انواع بديعى سخن گفته كه مثالهاى آنها را از قرآن استخراج نموده و در زمانهاى بعد آن انواع به « بديع » معروف شده است . اگرچه وى قوانينى براى آنها وضع نكرده ، و نه آنها را به صورتى كه در زمانهاى بعد تفصيل داده شده ، شرح و تفصيل داده است . او ، هنگام سخن از قول خداى تعالى -
« أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ
« 8 »
»
، و قول خداى تعالى - :
« إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ
هامش
( 9 ) معناى صرفه چند سطر بعد در توضيح كتاب جاحظ در نظم قرآن ، توضيح داده شده است . ( 1 ) - الملل و النحل ، ج 1 ص 39 ، الفرق بين الفرق ص 14 ، رسائل جاحظ ص 47 . ( 2 ) - لسان الميزان چاپ هند ، سال 1329 ه . ( 3 ) - همان مرجع . ( 4 ) - روح المعانى آلوسى ، ج 1 ص 24 . ( 5 ) - الحيوان ، ج 1 ص 1 ، و از اين كتاب ( مذكور در متن ) چيزى جز اسم باقى نمانده است . ( 6 ) - الحيوان ، ج 4 ص 90 . ( 7 ) - البيان و التبيين ، ج 1 ص 21 . ( 8 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 42 .