كتابهايى را نام ببريم كه غلبه با بحثهاى نقد ادبى آن و كتابهاى ديگرى كه غلبه با بحثهاى بلاغى آن است ؛ زيرا همه آن بحثها متوجّه اين جنبه فنّى ممتاز قرآن كريم است .
اينجا ما درصدد استقصا نيستيم ، زيرا آن كار ، در اين مقدّمه موجز آسان نيست ، ليكن به زودى به خواست خداوند - تعالى - نشانههايى كه راه را پيش روى محقّق روشن مىنمايد ارائه خواهيم كرد . و استقصا را به تاريخ علوم بلاغت موكول مىكنيم ، و بايد دربارهء آن كتاب جداگانهاى نگاشت .
- 2 -
نخست : بحثهاى متفرّقه :
اوّلين گام ، مباحث بديعى ، به صورت پراكنده در خلال كتابهاى مفسّران و متكلّمان ، و اديبانى آشكار مىشود كه سعى داشتند اعجاز قرآن كريم را بيان كنند ، قرآنى كه خداوندش - درحالىكه جامع فنون بلاغت ، و دربردارنده حدود فصاحت ، و متضمّن نظمى محكم است - دليل پيامبرى محمّد ( ص ) و برهان راستى دعوتش قرار داد ؛ زيرا فصيحان عرب را به مبارزه فراخواند ، و آنان در برابر اين نظم ، در موضع خودباختگى و شگفتزدگى قرار گرفتند « 1 » ، آنان پيامبر ( ص ) را تكذيب كردند ، و به مقابله با قرآن برخاستند ، امّا طولى نكشيد كه سر عقل آمدند ، و دستهدسته به دين خدا داخل شدند « 2 » ، سپس عرب براى انتشار دين اسلام كوشيد ، و ملّتهاى مختلفى به اسلام داخل شدند . درحالىكه آنان داراى فرهنگهاى گوناگون بودند ، و در نتيجه ، اين فرهنگها در عقايد و طرز تفكّرشان در فهم معانى قرآن آشكار شد ، پس درهاى اختلاف را گشودند ، و گروههاى مختلف متكلّمان و اديبان ، و مفسّران پديد آمدند ، و هريك را مطابق مرام سياسى يا دينى خود ، مسلك و روش خاصى بود ، و ما براى هر دسته سخنى جداگانه خواهيم داشت .
( 1 ) معتزله :
اين طايفه از بارزترين طوايف متكلّمانى بودند كه در دفاع از اسلام پابرجا ماندند ، و با ظهور ايشان ، كلام مرتّب دربارهء قرآن ، و عجز بشر از آوردن مثل آن آشكار شد . برخى از ايشان عقيده
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : اثر القرآن فى تطوّر النقد العربى ص 7 .
( 2 ) - الفرقان تأليف ابن الخطيب ص 29 .