( 2 ) دوم اينكه وى كتابش را به يك مقدّمه ، و دو مقاله منحصر كرده است ، مقدّمه در اصول علم بيان ، و دو مقاله دربارهء فروع آن مىباشد ، مقاله اول در صناعت لفظى ، و مقاله دوم در صناعت معنوى است . شايد وى اينجا نيز به طور سطحى ، نه اساسى تحت تأثير عقيدهاى قرار گرفته باشد كه از سكّاكى شناخته شده ، و آن تقسيم محسّنات به لفظى و معنوى است .
( 3 ) سوم اينكه ، وى بر اين اساس ، اين انواع را در دو مقاله آورد كه آنها همچنانكه گذشت انواع صناعت لفظى و معنوى است ، ليكن او كلمه بديع را فراموش نكرده و به شكل عارضى و جزئى به آن اشارت نموده ، هنگامى كه دربارهء مطابقه مىگويد : « و اين نوع نيز بديع ناميده مىشود » و در مورد نامگذارى اين نوع با دانشمندان به مباحثه پرداخته است .
( 4 ) چهارم اينكه وى در بررسى خود به يك نوع گرايش انتقادى ، و عملى گرايش يافته ، زيرا سعى كرده است روشهاى يادگيرى نگارش را ترسيم نمايد . همانطور كه سعى داشته مقايسهاى ميان اديبان برقرار نمايد ، و آثار بسيارى از ايشان را مورد انتقاد قرار داده ، و در اين كار مهارت داشته است ، هرچند بسيارى اوقات به خود مىبالد .
- 15 -
اين است آن كلمه « بديع » در تاريخ بررسيهاى علوم بلاغت كه معانى آن را در مراحل تحوّل پىدرپىاش خلاصه كرديم تا بفهميم « بديع القرآن » ابن ابى الاصبع را در كدام مرحله از آن مراحل قرار دهيم . و نبايد اين گردش ميان طبقات نويسندگان و كتابهاى اصلى ، كسى را به وحشت اندازد ، زيرا يكى از فوائدش اين است كه از طرفى بحثهاى ابن ابى الاصبع را روشن مىگرداند ، و از سوى ديگر روابط او را با دانشمندان ديگر بيان مىدارد . و سرانجام پژوهشگران را در تاريخ علوم بلاغت يارى مىكند .
با وجودى كه وضع نهايى علوم بلاغت عربى ، وضعى نيست كه سكوت بر آن نيكو باشد ، پس همانا پيشينيان ما اشاره كردهاند كه علم بلاغت از علومى است كه رسيده و پخته نشده است .
و اين مطلبى است كه اين روش جديد بررسى بلاغت عربى را تفسير مىكند ، و آن روشى است كه اكنون بررسيهاى دانشگاهى به آن مژده مىدهد « 1 » ؛ روشى كه به اين نتيجه مىرسد كه علوم بلاغت دو باب است : روش ، و فنون ادبى ؛ بحثهاى : معانى ، و بيان ، و بديع ، در برخى از بخشها و فصول ، داخل در باب اسلوب است ، در صورتى كه باب فنون ادبى به طور كلّى جديد مىباشد ، و شايد از نتايج روش جديد ، عدول از نامهاى : معانى ، و بيان ، و بديع ، و قرار دادن علم بلاغت در وضعى باشد شبيه وضع آن علوم ، در ادبيات جهانى . پس بايد منتظر باشيم .
هامش
( 1 ) - رجوع كن به : كتاب « الاسلوب » تأليف استاد احمد الشائب ، چاپ چهارم .