فصل دوم دربارهء بديع قرآن
- 1 -
در فصل اول اين مقدّمه اجمالا دربارهء تاريخ كلمه بديع از آغاز پيدايش آن در استعمال لغوى تا مرحله استقرار آن در معناى اصطلاح بلاغت ، و دلالتش بر يكى از علوم بلاغتى كه عرب آن را شناخته ، سخن گفتيم . و آن همان علم بديعى است كه دربارهء محسّنات لفظى و معنوى كلام بحث مىكند .
در اين فصل از مقدّمه مىخواهيم تاريخ بديع قرآن را بر وجه اجمال بيان كنيم تا مقدّمهاى براى بررسى « بديع القرآن » ابن ابى الاصبع باشد .
و در صورتى كه ابن ابى الاصبع « بديع القرآن » را به وجهى عام و به صورت مختلط بر شواهد معانى ، و بيان و بديع قرآن اطلاق كرده باشد ، بنابراين بر ما كه كتابهاى مربوط به بديع قرآن را بررسى مىكنيم ، واجب شده است كه اجمالا كتابهايى كه دربارهء بديع قرآن به همين اسلوب عمومى نوشته شده ، مورد بحث قرار دهيم ، مقصود از اين كتابها ، كتابهايى است كه دربارهء بلاغت قرآن تا عصر مؤلّف مورد بحث ما تأليف شده است .
نكتهء قابل ملاحظه ديگر كه از هماكنون به آن اشاره مىكنيم ، اين است كه بحثهاى بلاغت و نقد ادبى در كتابهاى پيشينيان به صورت مختلط وارد شده ، و هدف همه آنها اين بوده كه صورتهاى بيانى و وجوه اعجاز قرآن را بيان كنند ، بنابراين ، موضوع شگفتآورى نيست كه در اينجا