تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
به اين حد بسنده نمىكند ، و مباحثى را كه قبل از وى در علم بديع شناخته شده ، و بيشتر آنها را در اسرار البلاغه مورد بحث قرار داده ، مانند : ايجاز ، و كنايه و تعريض ، و تمثيل ، و استعاره بيان مىدارد ، و مباحثى كه اكنون جايش « علم المعانى » است مانند فصل و وصل ، و قصر ، و تقديم و تأخير ، و حذف عرضه مىكند . و ازاين‌رو عبد القاهر پس از ابو هلال عسكرى ، نخستين پايه‌گذار علم معانى محسوب مىشود . و ليكن وى آنچه از علم بديع در اينجا ( دلائل الاعجاز ) بيان داشته ، بديع نناميده ، همان گونه كه مسائل و موضوعات معروف در علم معانى را « معانى » نام ننهاده ، بلكه بر همه اين مباحث لفظ « بيان » اطلاق كرده است . جايى كه مىگويد « 1 » : « سپس تو دانشى را نمىبينى كه ريشه‌اش پابرجاتر ، و شاخه‌اش سر برافراشته‌تر ، و ميوه‌اش شيرين‌تر ، و آبشخوارش گواراتر ، و مولودش بزرگوارتر ، و چراغش روشن‌تر از علم بيان باشد ؛ علم بيانى كه اگر وجود نمىداشت ، هيچ انسانى را نمىديدى كه سخن زيبا پردازد ، و زينت بيان در قالب آورد ، و درّ سخن بيرون دهد ، و سحر كلام بدمد . و بدون شك اين مطلب عين آن چيزى است كه از بديع شناخته شده و عين معنايى است كه لفظ بديع بر آن دلالت دارد ؛ معناى ( طريف و جديد و حسن ) و ما هنگامى كه مىبينيم وى علم بديع را در اينجا « بيان » مىنامد ، جاى ديگر « 2 » مىبينيم آن را علم « فصاحت و بيان » نام مىنهد ، و كلمات فصاحت ، و بيان ، و بلاغت ، و براعت كه معناى ابداع و بديع و نظائر آنها را دارد ، نزد عبد القاهر - چنان كه خود تصريح كرده « 3 » - الفاظى هستند كه بر يك معنى توارد دارند . و از اينجاست كه مىبينيم ، انواعى را كه در « اسرار البلاغه » بديع ناميده در دلائل الاعجاز ، بيان مىنامد ، و دو لفظ بديع و بيان نزد وى داراى دو معناى متقاربند ؛ بنابراين لفظ بديع پيوسته همان معنايى را كه در اسرار البلاغه به آن شناخته شده بود ، براى خود حفظ مىنمايد . و همين‌طور ، اسامة بن منقذ ( متوفّى به سال 584 ه ) كلمه بديع را به معناى امر جديد و جالبى كه معنى را وضوح و استحكام ، و لفظ را شيرينى و زيبايى مىبخشد به كار مىبرد ، و آن را بر نود و پنج نوع بديعى اطلاق كرده ، و در كتاب « البديع و نقد الشعر » « 4 » اش گرد آورده است ، و در اين تأليف به دانشمندان پيش از خود ، چون ابن المعتزّ ، و ابو هلال عسكرى ، و ابن رشيق ، و جز ايشان
هامش
( 1 ) - دلائل الاعجاز ص 4 - 5 . ( 2 ) - دلائل الاعجاز ص 349 . ( 3 ) - دلائل الاعجاز ص 35 . ( 4 ) - نسخه‌اى است خطّى و تحت شماره 5 بلاغت در « دار الكتب المصريّة » محفوظ است .