تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
تهذيب : براى اينكه تك‌تك الفاظ به صفات حسن متّصف است ، و مخارج حروف هريك از كلمه‌ها آسان و رونق فصاحت دارد ، و از الفاظ زشت خالى ، و تركيب الفاظ از تعقيد و موجبات آن مبرّاست . و حسن بيان : از آن جهت است كه شنونده در معناى كلام درنگ نمىكند ، و چيزى از آن بر او مشكل نمىگردد . و تمكين : به سبب اينكه فاصله آيه در مقرّ خود استقرار دارد ، و در مكان خود جايگزين شده ، نه اضطرابى دارد ، و نه فراخوانده مىشود « 2 » . و انسجام : و انسجام در آن ، جريان كلام به آسانى و با دلنشينى و لفظ مستحكم است ، و ظرافت آن همانند آب اندكى است كه از هوا تشكيل مىشود . و ابداع : كه در ضمن همه آيه تحقّق يافته و نام اين باب است ، ابداع آن ، به سبب اين است كه در هر لفظى از الفاظش يك يا دو نوع از انواع بديع حاصل شده است ؛ زيرا اين آيه چنان كه گذشت مركّب از هفده كلمه مىباشد كه بيست و يك نوع از انواع بلاغت را دربرگرفته ، و اين بدون احتساب برخى از انواع مكرّر است ، مانند استعاره كه در دو مورد تحقّق يافته ، و آن استعاره ابتلاع و اقلاع است ، پس خداى رحمتت كناد : عظمت اين كلام را تماشا كن ، و آن طرايفى كه نظمش دربردارد و لفظش فراگرفته ببين ، تا چنان كه بايد از آن قدردانى كنى ، و اين تعداد كه گفته شد تعدادى از انواع بديعى است كه در آن آيه براى من با وجود ضعف در دقّت و كمى معلومات و كندى ذهن روشن شده است ؛ و اللّه اعلم .

باب حسن خاتمه « 1 »

بر گوينده چه شاعر و چه نثرپرداز ، واجب است كلامش را با بهترين پايان ، پايان بخشد ؛ كه آن آخرين بخشى است كه در گوشها باقى مىماند و چه‌بسا ، بيشتر اوقات ، همان بخش و نه ساير بخشها به خاطر سپرده مىشود . پس لازم است در آراستگى و پختگى ، و نغزى و نيرومندى آن كوشش شود .
هامش
( 2 ) يعنى فاصله آيه با تكلّف و تدبّر به دست نمىآيد بلكه خود مىآيد . ( 1 ) - ابن ابى الاصبع از اين مطلب سخن گفته كه اين نوع از اختراعات اوست ، و ليكن وى در اين باب از سوى : قاضى علىّ بن عبد العزيز جرجانى در كتابش الوساطة ص 48 و تيفاشى در كتابش البديع زير نام حسن المقطع ، و ابن حجّة ، در كتاب خزانة الادب ص 460 ، سبقت گرفته شده است .